تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
ندا كن بر افلاك و افلاكيان * كه سجده نمايند ابر « 1 » خاكيان چو جبريل گفت آنچه فرمود حق * كه برگشت قبله بگردان ورق ملايك نهادند سَر بر زمين * عزازيل بنشست و گفت آفرين 1050 ابر نور پاك و ابر تود « 2 » خاك * ابر لعل ميگون خوش نارناك ابر قد شمع و ابر نور ذات * من از نور ذاتم نبينم صفات من اين گنج ديدم چو در خاك بود * از آن سجده‌گاهم ابر خاك بود من اين راز گفتم به كرّ و بيان * چو بىدرد بودند نديدند آن چو ابليس گستاخ برگفت راز * ز غيرت درآمد « 3 » بر او تركتاز 1055 بفرمود طوقى چو زلف نگار * گرهناك و پيچيده مانَند مار جهان شورش آورده بر سوى او * كه لعنت نمايند بر « 4 » روى او كه كذّاب و مردود و معيوب ماست * نظرباز « 5 » و غمّاز محبوب ماست به بيرون بِاستد نيايد درون * چه گر دارد او صد هزاران فنون « 6 » به هرجا كه خواهد رود آن لعين * به رويم نيايد الى يوم دين 1060 به درگاه پيران ادب‌تر نشين * كه پيران غيورند و بس نازنين به شاهان صورت رسى اى غوى * بدانى شعار شه معنوى ادب مرد دربان كند شهريار * خلاف ادب مرد آرد به دار جمالى ادب در جهان ره نديد * كادب « 7 » غير دلهاى آگه نديد ادب خود نصيب غَريبان بود * ادب خلق و خوى حبيبان « 8 » بود 1065 خلاف ادب كرد ابليس مست * از ان روز خرّم بدين‌سان نشست ادب خود چه باشد چه باشد ادب * ادب آنكه نكند ثناى سبب مُسبّب درآيد سبب واگذار « 9 » * به نزديك جانان نسب درميار
هامش
( 1 ) . ل ، ن : بر . ( 2 ) . ج : توده . ( 3 ) . ج ، ك : برآمد . ( 4 ) . م ، ج : فزايند بر ؛ ل : فزايند ابر . ( 5 ) . ج : دغا باز . ( 6 ) . ك : فسون . ( 7 ) . ن ، ج : ادب . ( 8 ) . ك : قريبان . ( 9 ) . ج ، مصراع اول :[ مسبب درآمد سبب درگذار ] .