تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
در آن سينه بىكينه بنهاد تخت * كه ايوان شه بُد نَبُد جاى رخت 1030 چو اسرار كلّى « 1 » در آن دل نهاد * به گردش حصارى هم از گل نهاد كه در خاك بتوان نهان كرد گنج * در آن دم سرشتند به هم « 2 » گنج و رنج تو بىدرد و بىرنج و جوياى گنج * اگر ره نيابى تو از من مرنج به صد وجه گفتم من اين راز دل * زمانى نگشتى تو همراز دل به صد رو نمودم جمال حبيب * تو مشغول قشرى « 3 » و زان بىنصيب 1035 تو خود پاك بينى و شيطان پليد * نبينى به خواب آنچه شيطان بديد جمالى چه گر هست ميدان فراخ * دَدان درگذارند ابا دنب « 4 » و شاخ چه گر هست مركب اديب و روان * لجامش نگهدار و پى كن نهان كه جوهرشناسان نهان گشته‌اند * جهان زان گَمان و گُمان گشته‌اند كلاغان ابر بال بازان « 5 » پرند * كميز ستوران چو باران « 6 » خورند 1040 خبيثانه گويند احوال يار * نباشند ز اقوال خود شرمسار نه استاد ديده نگشته مريد * نترسند هَرگز ز بعد و بعيد « 7 »

سبب طرد ابليس و گرفتار آمدن در جلال و محروم ماندن ، صورتا از انوار جمال . « 8 »

چو آدم برافروخت رخ همچو ماه * كه در جان خود ديد ايوان شاه از آن باب گشت و برافراشت سر * كه فرزند جانَست و باباست سر 1045 چو تكميل كلّى در او « 9 » شد پديد * به جز حق نمىديد آن ديدِ ديد بفرمود حق خود ابا جبرئيل * كه اى پيك فرمان چو « 10 » هستى دليل
هامش
( 1 ) . م ، ل : اسرار شاهى . ( 2 ) . ج : سرشتند آن دم بهم ، س : سرشتند آدم بهم . ( 3 ) . ن ، ج ، س ، ك : خويشى . ( 4 ) . م : ابا دم ؛ ل ، ج ، ك : با دم ؛ س : نادم . ( 5 ) . ل : زاغان . ( 6 ) . ل : بازان . ( 7 ) . ن ، ج ، س ، ك : بعد بعيد ؛ ك : بعد از اين بيت دارد : اشارهء اخرى . ( 8 ) . م ، ن : صورتا از جمال ؛ ل : صورت از جمال ؛ ج ، س ، ك : محروم ماندن از جمال . ( 9 ) . ل ، ج : آن . ( 10 ) . ن : تو .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 159 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى