تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
كه در پرده معشوق دارد نظر * ابر جان بريان و بىپاوسر « 1 » ز چين دو زلفش طلب كن تو علم * كه از بند زلفش رسد كس « 2 » به حلم كه هر دل كه در نور و نارش نسوخت « 3 » * لباسى به قد وصالش ندوخت « 4 » در اوّل ببايد درختى نشاند * در آخر چه حاصل كه بختى « 5 » نماند در اين حال منصور آتش سرشت * مقامات ادنى « 6 » به عالم بهشت 980 كه در هركه « 7 » مخلوق از آن ره برد * چو خوابَست و يوسف سوى چه برد من اين شرح گويم بر ارباب « 8 » دل * كه گوشى ندارند « 9 » اصحاب گل كه پروانه داند ره نور شمع * از آنَست در روز مستور شمع « 10 » نه « 11 » تازيست اين راز و تركىزبان * كه تركان نهانند در هندوان نيابى تو اين ره به فكر و قياس * كه محمود داند ضمير اياس 985 تو عاشق نه‌اى ، چون بدانى رموز ؟ * كه دربند خويشى چو طفلان هنوز برت آتش سرخ و ياقوت خوش * ندارد تفاوت درين پنج و شش تو اوّل شناساى خود باش زود * كه باشد بيابى نشان از ودود « 12 » چه گويم ندانى تو « 13 » خود كيستى * بگو با من آخر كه بر چيستى چو تو صد هزاران « 14 » ابر باد رفت * ازين‌سان كه ديدى كه دلشاد رفت 990 دو روزى كه دارى نفس اى غريب * غريبانه بگذر به امر مجيب « 15 » مكن جور و استم كه شه عادلست * عليم و خبير و بصير دلَست چو ابليس از آن ديد « 16 » رويش بديد * به كتمان درافتاد و هجران كشيد
هامش
( 1 ) . ل ، ن ، ك : بريان بى . ( 2 ) . س ، ك : رسد كن . ( 3 ) . س ، ك : يارش بسوخت . ( 4 ) . س ، ك : بدوخت . ( 5 ) . ج ، س ، ك : لختى . ( 6 ) . س ، ك : مقامات اوتا . ( 7 ) . ج ، س ، ك : كه هر سر كه . ( 8 ) . ج ، س ، ك : بارباب . ( 9 ) . ل : گوشى ندادند . ( 10 ) . س ، ك : مستور جمع . ( 11 ) . ل : ز . ( 12 ) . س : نشان از درود . ( 13 ) . س : كه . ( 14 ) . اصل : هزاران . ( 15 ) . س : حبيب . ( 16 ) . ل ، ج ، س ، ك : ديده .