تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
زمانى « 1 » روان كن قلم اى دبير * كه كافور از چه شود همچو قير چرا شد عزازيل نورين به نار « 2 » * چرا خورد آدم شجَر در خمار چرا امت نوح گشتند غرق * چه غم ديد يونس در آن رعد و برق 940 چرا غرّه گشتند اهل سبا * ز بهر چه بگريست يحيى ما زكريا چرا در درختى گريخت * چرا خون جرجيس بر خاك ريخت چرا قوم صالح چو انبان شدند * ز بهر چه بيمار و عريان شدند چرا پور آزر « 3 » در آن نار شد * چرا نار بر وى چو گلزار « 4 » شد چه اسرار ديدند اصحاب كهف * كه زندان گزيدند و آن خواب كهف 945 چرا قوم فرعون گشتند عاق * چرا كرد فرعون آن طمطراق چرا موسى آن روى گلگون نديد * كه گفتار آن خضر موزون نديد چرا عيسى ايوان چهارم گريخت * ز طارم درآمد به طارم گريخت چرا گشت يعقوب از آن « 5 » پور پير « 6 » * چرا گشت يوسف چو بدر منير چه « 7 » سوزى در آواز داود بود * كه عالم از آن سوز چون عود « 8 » بود 950 سليمان چرا گشت همراز طير * چرا گشت مريم خداوند دير چرا جان عالم در آن نيم‌شب « 9 » * ز مكّه جدا شد به درد و تعب چرا زخم خورد آن شه ذو الفقار * چرا زهر شد قسم پور كبار حسين جگرخون « 10 » خونخوار ما * چرا ديد آن جور « 11 » و آزارها چرا شهر كوفه « 12 » ابر باد رفت * چرا رى به هم ريخت آن ملك زفت چرا گشت شهرخ در آن عرصه مات * كه گم گشته بود او به خاك هرات صفاهان چرا شد دگرگون و زشت * كه غبطه همىبرد « 13 » بر وى بهشت
هامش
( 1 ) . س : نهانى . ( 2 ) . س ، ك : چه نار . ( 3 ) . ك : آذر . ( 4 ) . س ، ك : انوار . ( 5 ) . ن ، ج ، ك : زان . ( 6 ) . ل : پير پير . ( 7 ) . س : چو . ( 8 ) . ل : پرعود . ( 9 ) . ك : نيمه‌شب . ( 10 ) . ك : جگرسوز . ( 11 ) . س : جنگ . ( 12 ) . اصل : كوفه . ( 13 ) . ل : كه حسرت همى .