تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
دران نور چشمش يكى نور بين * چه گر فاش فاشَست مستور بين « 1 » چه گويم كه يارم چو گل در بهار * عيانَست و پنهان و بىاختيار كمر بسته دايم به خدمت چو روز * ز خدمت توان برد ره در كنوز ز سر تا به پايش همه نور پاك * چو گنجى كه افتد ابر روى خاك 925 جهان غافل از گنج و گنج آشكار * من از رنج آن گنج جان بىقرار « 2 » كه با « 3 » نور رويش ابا نار « 4 » دل * دررها فشانم به بازار دل درين دم اگر يار نامهربان * درآيد به خدمت ابر قصد جان به گنجش فروشد دو پاى طَلب * بجاويد ماند به عيش و طرب وگر سَر بتابد ازين بندگى * نيابد « 5 » ازين‌سان دگر زندگى 930 من اين شرح كنز ار عيان تر كنم « 6 » * جهان پر ز ياقوت و پرزر « 7 » كنم جمالى روان كن ابر زر عقيق * كه رويم چو زر كرد حرف دقيق « 8 »

در بيان حكمت ابتلاى عشّاق و ملامت ارباب « 9 » عرفان و شقاوت اصحاب حسد و خذلان اهل طغيان و متشابه « 10 » نمودن هر دو حال به حسب ظاهر و انكشاف آن بر اولى الايدى و البصائر . « 11 »

ايا « 12 » ساقى آن جام شاهى بيار * و زان مى بيان كن كما هى يار « 13 » دبير از نبيذ رواقيست مست * و يا از دو جادوى ساقيست مست
هامش
( 1 ) . س : مستور نيست . ( 2 ) . ل : بس بىقرار . ( 3 ) . ل ، ن ، ج ، س ، ك : كه از . ( 4 ) . س : يار . ( 5 ) . ل : نيايد . ( 6 ) . س ، ك : از عنا پر كنم . ( 7 ) . ج ، س ، ك : ياقوت و گوهر . ( 8 ) . ك : بعد از اين بيت دارد : فى الملامة . ( 9 ) . ج ، ك : ملامت كشيدن ارباب . ( 10 ) . ن ، ج : شقاوت اهل حسد و متشابه نمودن ( س ، ك : متشابه نكردن ) آن هر دو به حسب ظاهر و ظهور حقيقت آن ( س ، ك : ظهور آن ) و ( ن : آن بر عارفان ) ، بقيهء جمله را ندارند . تنها « ك » در ادامه دارد : نظم . ( 11 ) . م ، ل ( كلا ) : [ در بيان ملامت عاشقان و شقاوت جاهلان و بيان حال ابليس ] ، بقيهء جمله را ندارند . ( 12 ) . ك : بيا . ( 13 ) . ر . ك . فرهنگ مأثورات ، ص 42 .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 153 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى