تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
خدا بر چنين دل نظَر مىكند * گذر در ميان « 1 » سقَر « 2 » مىكند تو بىعشق و بىيار و بىسوز و درد * به نزديك آن شمع گريان مگرد دو عالم رها كن چو من اى دبير * پس آنگه رقم كش ز احوال « 3 » پير « 4 »

اشارت به التزام خدمت پير در شدّت و رخا و صبر « 5 » كردن بر ملامت و عنا و بيان « 6 » 760 انحصار طريق هدايت و رشاد در صحبت « 7 » اصحاب فقر و ارباب سداد . « 8 »

چو پير مغان اى خبرجوى راه * به عالم نمايد رخ هَمچو ماه بگرد و بكوش و طلب كن شتاب * به جور و ستم هيچ ازُو سر متاب كه جرّاح دارد ز ريشت خبر * تو از رنج « 9 » و ناسور خود بىخبر كه رنجور بَدخوى ، غَمگين بود * درون و برونش چو سرگين « 10 » بود 765 ابر خلق و بر خويش نفرين كند * به جنگ و به كين سر به پايين نهد « 11 » طبيب ار بگويد كه اندر زحير * مخور شهد و منگر به تمر « 12 » و پنير اگر شمع باشد به بالين او * نشاند به آهيش « 13 » آن تندخو « 14 » طبيب ار نباشد حكيم و كريم « 15 » * گريزد نديم و بسوزد گليم طبيبى طلب كن نخست اى پسر * كه نبضت بگيرد بيابد خبر 770 ابر روى بيمار و بيماريش * نگويد به غير از سبك‌باريش به نزديك بيمار بستر نهد * مبادا كه پشّه برش پر زند « 16 »
هامش
( 1 ) . ج ، ك : كه رو در ميان . ( 2 ) . س : سفر . ( 3 ) . ل : باحوال . ( 4 ) . ك ، بعد از اين بيت دارد : الاشارهء . ( 5 ) . ج : شدت و صبر . ( 6 ) . ج : ملامت و بيان . ( 7 ) . ج : در صحبت اهل فقر و اصحاب درد ، بقيهء جمله را ندارد . ( 8 ) . ن ، س ، ك ( كلا ) : [ اشارت به التزام خدمت پير در خوشى و ناخوشى و صبر كردن بر ملامت و بيان انحصار ( س : بيان استحضار ) طريق هدايت در صحبت اهل فقر و اصحاب درد ] ، بقيهء جمله را ندارند ؛ فقط « ك » دارد : نظم . ( 9 ) . ج ، س ، ك : درد . ( 10 ) . ك : پركين . ( 11 ) . ل : به بالين كند . ( 12 ) . ك : به شهد . ( 13 ) . م ، ل ، ن ، ج ، س ، ك : به آهيش بنشاند آن . ( 14 ) . س ، ك : شهد جو . ( 15 ) . ل : كريم و حليم . ( 16 ) . ك : پر نهد .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 144 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى