ز حجّ و نماز و ز صوم و زكات « 1 » * ز ذات و صفات و ز لات و منات
480 ز تسبيح و ذكر و دررهاى فكر * ز گنج معانى به گفتار بكر
بلاغ رسول و ملاقات دوست * كه اين گفتگوها همه بهر « 2 » اوست
مقامات عقل و شعار « 3 » فضول * نگنجد به درگاه اهل وصول
ز دلهاى سنگين و جور رقيب * ز صبر محبّ و ز لطف حبيب
نشان سفرها درون و برون « 4 » * مقامات و سستىِ « 5 » نفس حرون
485 كرامات عشق و علامات درد * صبورى دلهاى مردان مرد
بگويم زمانى تو پيش آر گوش * خموشانه گويم به گوش خموش « 6 »
تو خود را نگهدار و بگشاى چشم * به سختى ناصح ميفزاى خشم
ادب باش و بنشين و خود را بدان * چو پروردگارت درآيد « 7 » عيان
نهپرسد مگو ور بپرسد « 8 » چو دل * به نزديك معشوق بنشين خجل
490 چو مطلوب خود را تو بشناختى * در ايوان اعظم مكان ساختى
زبان را مجنبان و آهسته باش * چو بازان شاهى نظر بسته باش
چو چشمت گشايد شه ارجمند * ببرّد ز پاى تو زنجير و بند
ابر شست « 9 » خويشت نشاند به ناز * بيفشان دو بال و بناز و متاز « 10 »
ابر ساعد شه به جز شه مبين * به هر سوى منگر دل آگهنشين « 11 »
چو شاهت فرستد به دنبال صيد * چو جغدان « 12 » نگردى به ويرانه قيد
495 بكوش و به چنگ آر صيد غريب * چو صيدت درآيد به كف اى اديب
نگر تا درست آورى پيش شاه * كه راه تو اينست و اينست راه
هامش
( 1 ) . ل : زكوت ؛ ك : ذكوه .
( 2 ) . ن : همه از بهر .
( 3 ) . ك : شمار .
( 4 ) . م ، ل ، ج ، س ، ك : برون و درون .
( 5 ) . ج ، س ، ك : مقامات سست .
( 6 ) . ج ، س ، ك :[ خموشانه گويم سخن اى خموش ] .( 7 ) . ن ، ج ، س ، ك : درآمد .
( 8 ) . س : ور نهپرسد .
( 9 ) . م : از شست .
( 10 ) . ل : متاب و منار ؛ س ، ك : بناره متازه .
( 11 ) . م :[ به هر سوى مىگرد و آگه نشين ] .( 12 ) . س : جقدان .