تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
كه حق را نيفتد نظَر بر « 1 » صُور * كه صورت نباشد ز دل « 2 » راهبر دو دل من نديدم به يك سينه در * تو رخ را مپوشان « 3 » به آيينه « 4 » در 465 كه آيينه گويد به تو راستى * كه گل چهره مانى تو يا « 5 » ماستى « 6 » به نزديك آيينه زنگى مجو * به درگاه شاه از دورنگى مپو كه آيينه پير « 7 » ست و پير « 8 » عَليم * نه پيرى كه پوشد « 9 » ابَر بر گليم كليم از كَليم خدا درپذير * كه ز انوار وحيست و آثار « 10 » پير به ريش سفيد و گليم سياه * تو خواهى كه باشى خبردار شاه ؟

اشارت به آداب مريد در وقت ظهور جمال حقيقت پير بر او ، تا از صدمات قهرمان « 11 » جلال محفوظ ماند و اختلال به استكمال او راه نيابد . « 12 »

الا اى كه در جانم آگه تويى * نشان ره و راه و همره تويى به‌جز تو ندانم « 13 » دليل اى خديو * كه بازآردم خاتم از دست « 14 » ديو ز فرياد ديوان قرآن شمار « 15 » * به تنگ آمدم « 16 » من به صَد زينهار به جز مهر رويت همه ناپسند * به جز دام زلفت كمندَست و بند تو بگشا زبانم درين داستان * كه برگويم احوال ارديستان به اهل محبّت خبرهاى چند * بيارم ز خوارزم « 17 » و آب خجند ز طوفان و ظلمات و خضر خبير * بلاى مريد و دواهاى پير
هامش
( 1 ) . ل : در . ( 2 ) . ن ، ج ، س ، ك : بدل . ( 3 ) . ل : بپوشان . ( 4 ) . اصل : آيينه . ( 5 ) . م ، ن ، ج ، س ، ك : مانى و يا . ( 6 ) . س ، ك : كاستى . ( 7 ) . س ، ك : مير . ( 8 ) . ن : پيرست پير . ( 9 ) . ج ، س ، ك : بندد . ( 10 ) . ل ، ن ، ك : وحيست آثار . ( 11 ) . اين كلمه به همين شكل در « اصل » آمده . ( 12 ) . م ، ل ، ن ، ج ، س ، ك : [ اشارت به آداب سالك در خدمت پير و بيان موانع ( ن ، ج ، ك : و آفات ) راه ] ، بقيهء جمله را ندارند . ( 13 ) . ل ، ن ، ج ، س ، ك : ندارم . ( 14 ) . ل ، ن ، ج ، س ، ك : چنگ . ( 15 ) . س : ديوان فرار شمار ؛ ك : ديوان فراز شمار . ( 16 ) . م ، ج ، س ، ك : به تنگ اندرم . ( 17 ) . س : خارزم .