اى عزيز ، در بيان اين حديث سخنى چند خواهد گذشت غريب مثال و رهگذرى . حال زمانى خاطر بازده و به گوش جان بشنو كه در [ معنى ] « 282 »
« يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ »
( 144 ) تفسير اين آيت بزرگوار و تأويل آن « 283 » حديث درربار به گوش جان تو رسانم و اين آنگاه شود كه چون غريبان در راه فنا بسوى عالم بقا يك لحظه انس نگيرى و به عالم اصحاب قبور پيوندى . بدان كه اصحاب قبور ، در آن رساله گفتيم « 284 » كه « 285 » قبر مؤمنان در بهشت هشتم ( 145 ) باشد ( 146 ) و قبر عاشقان در طاق ابروى جمال معشوق باشد « 286 » و قبر عارفان و سكون اهل نامتناهى « 287 » در جان مصطفى [ ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، ] « 288 » است « 289 » و چون در عالم عشق آئى ، اين هر سه يكى باشد ، به آنجا كه لقاى حق كه جان حضرت « 290 » مصطفى است و عرش [ اعظمش ] « 291 » گويند [ و ] « 292 » بهشت ، بايد كه تخت بنهند . چنان كه اين گفت و گوى « 293 » كه درين رساله مىگذرد ، [ حضرت ] « 294 » مولانا جلال الدين رومى ، رضى اللّه عنه ، بيان اين « 295 » احوال در يك بيت فرموده .
بيت « 296 » ( 147 ) :
تخت دل معمور شد پاك از [ هوا ] « 297 » ، * بر وى الرّحمن على العرش استوى ( 148 ) .
اى عزيز « 298 » ، دل را پاك گردان ، و غرّه مشو به تكرار علم ، و تفاخر مكن به اظهار زهد ، و تفاخر « 299 » منما به اصل كه پدر من كه بود . حق ، جلّ و علا ، مىفرمايد كه « 300 »
« ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ »
، و نشنيدهاى كه در حقّ مقصود كائنات چه فرموده « 301 » [ كه ] « 302 »
« إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ »
( 149 ) . يك زمان چون غريبى كه متّهم باشد و هيچش گريزگاه نباشد « 303 » ، دانى كه چگونه از خلايق بريده باشد ؟ در كنج اهل دلى عزلت گير و شراب از محبت دوست نوش كن و خيالات بىحاصل فراموش كن و چون راهگذرى « 304 » كه در تابوت باشد و به راه گورستانش برند ، [ دانى ] « 305 » چون بىاختيار و خاموش و لحاف بر سر كشيده بر سر دستش مىبرند . يك زمان بدين صفت باش تا بر سر دستت گيرند و به اصحاب قبورت رسانند . گفتم كه در
هامش
( 282 ) [ معنى ] از مج 2 . در اصل و مل : « تفسير » .
( 283 ) در مج 1 : « اين » .
( 284 ) « اصحاب قبور در آن رساله گفتيم » در مج 1 نيست . در مج 2 : « در رساله گفته شده » .
( 285 ) در مج 1 : « بدانكه » .
( 286 ) « باشد » در مج 1 نيست .
( 287 ) در مج 1 و مج 2 : « نامتناهيان » .
( 288 ) [ صلى اللّه عليه و آله و سلم ] از مج و مج 2 .
( 289 ) در مج 1 ، مج 2 و مل : « باشد » .
( 290 ) « حضرت » در مج 1 و مج 2 نيست .
( 291 ) [ اعظمش ] از مج 1 و مج 2 . در اصل و مل : « اعظم » .
( 292 ) [ و ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل نيست .
( 293 ) در مج 1 :
« گفتگو » .
( 294 ) [ حضرت ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 295 ) در مج 2 : « بيان آن » .
( 296 ) « بيت » در مج 1 نيست .
( 297 ) در اصل و مل : « هواى » . در مج 1 و مج 2 : « هوا » . تصحيح قياسى .
( 298 ) « اى عزيز » در مج 1 نيست .
( 299 ) در مج 1 : « بزرگى » .
( 300 ) « كه » در مج 1 ، مج 2 و مل نيست .
( 301 ) در مج 1 ، مج 2 و مل : « فرمود » .
( 302 ) [ كه ] از مج 1 . در نسخههاى ديگر نيست .
( 303 ) در مج 1 ، مج 2 و مل . « و گريزگاهش نباشد » .
( 304 ) در اصل : « راهگذرئى » .
( 305 ) [ دانى ] در اصل نيست .