[ رباعى ] « 262 » :
اين راهِ دلست ، اى پسر ، بىسر باش . * يك لحظه بجان دوست بىپيكر باش .
دل در سرِ زُلف يار بند ، اى دل و جان ؛ * بىخانه و بىدكان شو و بىزر باش .
تا قلندروار و عيّاروار چون منصور « 263 » بر سر دار نيائى ، فهم اين سخن « 264 » نكنى . و تا « 265 » غريبآسا بر سر چهار « 266 » سوى فنا پوستى بر دوش خود نبندى ، در ذات اين « 267 » اسرار بازار عاشقان راه نيابى .
اى عزيز ، ساعتى گوش به حضرت سالار انبياء و معمار اولياء و شهسوار اتقياء ، محمد مصطفى [ ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، كن ] « 268 » كه درين « 269 » حديث بزرگوار كه « 270 » « كن فى الدّنيا كانك غريب [ او عابر سبيل ] « 271 » » دربارهء مستان عشق [ چه ] « 272 » جامهاى مالامال پر كرده . اگر شخصى « 273 » عمر در سر اين حديث كند و به بيان اين مشغول شود ، از هزار « 274 » يكى گفته نشود .
اى عزيز ، حضرت خواجهء [ عالم ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، ] « 275 » چنين مىفرمايد كه درين « 269 » ديار بىقرار چنان زى كه غريبان ، و در عقب فرمود كه نى ، كه « 276 » شايد كه غريب به ملكى درآيد و دو سه روزى ساكن شود و نشايد ، كه جاى سكون نيست . همچون رهگذرى باش كه در شهرى درآيد و توشهاى بخرد و بازگردد . ديگر فرمود كه نى ، كه « 270 » راهگذرى به خريد و فروخت ( 138 ) مشغول شود و بطلب « 277 » زاد [ و راحله ] « 278 » ( 139 ) توقف كند ساعتى . چنان باش كه « و عدّ نفسك من اصحاب القبور » ، كه اصحاب قبور بر روى زمين پيدا نباشد و به شيب خاك ( 140 ) مسكن و مأوى ايشان باشد و گوشهء گورستان سراى ايشان باشد ، و الّا سايهء حق ، تعالى ، لواى ايشان باشد ، رضاى حق رضاى ايشان باشد ، بقاى حق در فناى ايشان باشد ، چنان ناپيدا نباشند كه در خاطر تو درآيد . باشند و نباشند ، عيان باشند و [ از چشم ] « 279 » خلق نهان باشند ، چرا كه از آشنائى خلق بريده باشند و در عالم « دنا « 280 » فتدلّى » ( 141 ) صاحب ديده باشند و درّ حقايق در بحر « مرج البحرين يلتقيان » گزيده باشند و وحى
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى »
( 142 ) [ از ] « 281 » آسمان جان شنيده باشند و دائم الاوقات در پيش دوست چون
« وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ »
( 143 ) خميده باشند .
هامش
( 262 ) [ رباعى ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 263 ) در مج 1 : « منصوروار » .
( 264 ) در مج 1 : « كلمات » .
( 265 ) در مج 1 : « اما » . در مل : « تا » .
( 266 ) در مج 1 : « چار » .
( 267 ) « اين » در مج 2 نيست .
( 268 ) [ صلى اللّه عليه و آله و سلم ، كن ] از مج 1 و مج 2 . در اصل و مل : « كن ، صلى اللّه عليه و آله و سلم » .
( 269 ) در مج 1 : « در » .
( 270 ) « كه » در مج 1 نيست .
( 271 ) [ او عابر سبيل ] از مج 1 . در نسخ ديگر نيست .
( 272 ) [ چه ] از مج 2 .
( 273 ) در مج 1 : « شخص » .
( 274 ) در مج 1 : « هزاران » .
( 275 ) [ عالم ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ] از مج 1 . در مج 2 : « حضرت مصطفى صلى اللّه عليه و آله و سلم » . در اصل و مل نيست .
( 276 ) « كه » در مج 1 نيست .
( 277 ) در مج 2 : « و در طلب » .
( 278 ) [ و راحله ] از مج 1 . در اصل و مل نيست .
( 279 ) [ از چشم ] از مج 1 . در اصل و مل : « به چشم » .
( 280 ) در تمام نسخهها : « دنى » .
( 281 ) [ از ] از مج 1 و مج 2 . در اصل و مل : « بر » .