تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
در جست‌وجوى « 181 » گلرخان از هر طرف در كار شو « 180 » .
گه در زمين ، گه بر سما ، گه شاه شو ، گه چون گدا ، * گه چون مگس ( 102 ) پرشهد شو ، گه جمله زهر مار شو .
ور زانكه در اوّل قدم ، در كاهدان خسبى چو سگ ، * جنس [ مسمّى ] « 182 » نيستى ( 103 ) ، جويندهء مردار شو « 183 » .
اين خلق عالم ، فى المثل ، [ چون خر ] « 184 » [ بمانده در وحَل ( 104 ) ] « 185 » ؛ * بيرون شو « 186 » از جوق « 187 » ( 105 ) خران ، اندر « 188 » صف اخيار شو .
آمد بهار ، اى جان و دل ، پيمانه را از « 189 » كف مهل . * فانيست آن « 190 » شيد ( 106 ) و دغل ، چون راستان اظهار شو .
آن مكر و زرق زاهدان كاهيست بر آب روان ؛ * خود كَه ( 107 ) چه باشد پيش ما ، با ما دريا بار شو .
اى واعظ افسانه‌خوان ، از بحر جان دُر برفشان . * خواهى ازين حكم و نشان ، با عاشقان رهوار شو .
اى مفتى دفتر [ شده ] « 191 » ، در سرّ قرآن سير كن ، * روى آر [ نزد اهل ] « 192 » دل ، آزاد از آن پندار شو .
اى قاضى نائب‌نشان ( 108 ) ، مگذار گرگ اندر گله ، * شُو ( 109 ) خفته و زن در گِلِه ، خود پيش‌زن در كار شو .
اى صوفى كَهدان جى « 193 » ( 110 ) ، مانند دهقانان رى « 194 » ( 111 ) ، * پيوسته در دنبال قى ، آخر دمى بيدار شو .
اى پير طفل‌آسا ، بيا ، شيرى خور از پستان شير ، * ور زانكه شير پنبه‌اى ، آرايش بازار شو .
چون شير آمد در نظر ، بس كن ، جمالى ، خير و شر ؛ * شيراز ( 112 ) رو ، چون شير نر ، فارغ ز هر گفتار شو .
اى دوست ، چون جمع گشتى و در حلقهء يگانگان پشت بر عالمهاى « 195 » گوناگون كه آفريده شد ، كردى و روى در آفريدگار آوردى ، بر تو مسلم شد كه بگوئى كه « 196 » « لا إله الا اللّه » و
هامش
( 180 ) « شو » در مل نيست . ( 181 ) در مج 1 : « جستجوى » . ( 182 ) [ مسمى ] از مج 1 . در اصل و مل : « مسما » . در مج 2 : « مسمن » . ( 183 ) در مج 1 : « رو طالب مردار شو » . ( 184 ) [ چون خر ] از مج 1 و مل . در اصل : « جمله » . ( 185 ) [ بمانده در وحل ] از مج 2 . در اصل ، مج 1 و مل : « فرورفته به گل » . ( 186 ) در مج 2 : « بيرون رو » . ( 187 ) در مج 1 : « جنس » . ( 188 ) در مل : « واندر » . ( 189 ) در مل : « اندر » . ( 190 ) در مج 1 : « اين » . ( 191 ) [ شده ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل : « سره » . ( 192 ) [ نزد اهل ] از مج 1 . در اصل ناخوانا . ( 193 ) « جى » از اصل و مج 2 . در مل و مج 1 : « حى » . ( 194 ) در مج 1 : « دهقانان برى » . ( 195 ) در مج 1 : « عملهاى » . ( 196 ) « كه » در مج 1 و مج 2 نيست .