تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
الدارين » ( 90 ) . اگر خواهى كه لذّات اين بدانى ، همچون يونس پشت بر اهل خيال كن و همچون يوسف دل در بليات بنه تا سلطان مصر شوى . اى عزيز ، [ زمانى ] « 147 » دل بازده كه درين « 148 » رساله سخنى چند از لبّ « 149 » تصوف در عالم سير ( 91 ) سالك در اسرار ذات عارف و بازماندن سالك در آن مقام از جهت رفع حجاب سالك و فتوحات بازماندگان عالم محبت و عشق و عالم و اصلان نامتناهى ، ذكر آن خواهد شد « 150 » درين فصل ، كه از مقامات چون بازمىايستند . اى عزيز ، چون حق ، سبحانه و تعالى ، عالم را بيافريد ، بعد [ از آن ] « 151 » آدم پيدا شد ( 92 ) . فرزند آدم ده گروه شدند ، [ و ] « 152 » آن چيزى كه در عالم صورت باشد [ از ] « 153 » زر و نقره و امثال اين‌ها ، نه گروه در پى آن برفتند و يكى بماند . ديگر اين يكى « 154 » به ده گروه شدند . نعمتهاى گوناگون بيافريد . نه گروه در پى اين هوسها برفتند و يكى بماند . ديگر اين يكى « 154 » به ده گروه [ شدند ] « 155 » . شهوات و لذّات كه در عالم مشهورست ، از جاه [ و ] « 152 » سلطنت و از جاه شيخى ( 93 ) و از تكبر عالم صورت و قبول عوام به تقرّب اهل زهد ، نه قسم بدان آز مشغول شدند و اگر ذكر اين آز و هوس گذرد [ و ] « 152 » عالم همه كاغذ شود ، غير از آنكه كاغذ سياه شود ، حاصلى [ ديگر ] « 156 » نخواهد بود ، كه دانستن اين احوال در صحبت درويشان ميسر مىشود ، كه احوال « 157 » در كتابت « 158 » معلوم نتوان كرد . القصه ، يك قسم بماندند . ندا آمد از حضرت يكتائى و كبريائى حق ، سبحانه و تعالى « 159 » ، كه « اى قوم بازمانده ، هر چيز كه امكان آفرينش بود آفريديم و شما را هيچ نصيب از آفريدهء ما نماند » . اگر در « 160 » عالم دنيا شما را حاجت افتد به مكانى يا به دكانى يا به لقمهء نانى « 161 » ، به در سراى ايشانتان بايد رفت . « الدنيا حرام لاهل « 162 » الآخرة و الآخرة حرام على اهل « 163 » الدنيا و هما حرامان على اهل الحق « 164 » » ( 94 ) . ايشان به فغان درآمدند و به زبان محبت و صداى عشق و به شهود ( 95 ) سرّ ، اين بيت « 165 » كه از لب و دندان درربار جلال الدين رومى ، قدس سرّه « 166 » ، در آن عالم [ به عالم ] « 167 » صورت پيوسته ، [ پيوسته ] « 168 » مىخوانند ، بخواندند و به سماع درآمدند ( 96 ) . تو نيز ، اى عزيز ، اگر از آن قومى ، به موافقت [ ايشان ] « 169 » اين بيت ورد خود ساز .
هامش
( 147 ) [ زمانى ] از مج 1 . در اصل ناخوانا . ( 148 ) در مج 1 : « مادرين » . در مل و مج 2 : « تا درين » . ( 149 ) « لب » در مج 1 نيست . ( 150 ) در مج 2 : « گفته خواهد شد » . ( 151 ) [ از آن ] از مج 1 . در اصل ناخوانا . ( 152 ) [ و ] از مج 1 و مج 2 . ( 153 ) [ از ] از مج 1 و مج 2 . ( 154 ) در مج 1 و مج 2 : « اين يك » . ( 155 ) [ شدند ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل : « شد » . ( 156 ) [ ديگر ] از مج 1 و مج 2 . ( 157 ) « در صحبت درويشان ميسر مىشود كه احوال » در مج 1 نيست . ( 158 ) در مج 1 و مج 2 : « كتاب » . ( 159 ) « سبحانه و تعالى » در مج 1 و مج 2 نيست . در مل : « حق » . ( 160 ) « در » در مل نيست . ( 161 ) در مج 1 : « يا دكانى يا لقمهء نانى » . ( 162 ) در مج 2 : « على اهل » . ( 163 ) در مج 2 : « لاهل » . ( 164 ) در مج 1 و مل : « على اهلى » . در مج 2 و مج 1 : « لاهلى » . ( 165 ) « اين بيت » در مج 2 نيست . ( 166 ) در مج 1 ، مج 2 و مل : « قدس اللّه روحه العزيز » . ( 167 ) [ بعالم ] از مج 1 . در اصل ، مل و مج 2 . « بر عالم » . ( 168 ) [ پيوسته ] از مج 1 و مج 2 . ( 169 ) [ ايشان ] از مج 1 و مج 2 . در مل : « آن قوم » .