كه « جميل و يحبّ الجمال » .
اى اخى ، آن زمان كه حضرت مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، مىفرمايد كه « وا شوقاه الى لقاء اخوانى يكونون من بعدى » ( 36 ) بيان يكتائيست . به يك نظر محالست كه تو اين سر مشاهده كنى . در آن حال كه به پرتو نظر غالب طالب در خود اثر [ نور ] « 27 » شهود ( 37 ) بيابد ، در حال مىبايد كه برين « 28 » حديث عمل كند . اول بداند كه « يتركون المال » چيست ، يعنى هرچه ترا از دوست بازميدارد ترك مىبايد كرد و اگر در آن حال چنان « 29 » نكند ، پردهاى بر روى « 30 » او درآيد و سرگردان بماند .
اى عزيز ، اگر مىخواهى كه حضرت سرور جوانمردان عالم ( 38 ) بر تو مشتاق شود ، به عمل كوش و جبرى « 31 » ( 39 ) مشو « 32 » ، كه من پرواى آن ندارم كه به تفسير حديث مشغول شوم ، كه سيارگان آسمان دل در طلب مسكينان زمين درد به دل بردن آمدهاند ، و آن جميل بكر كه محبّ جمال شده به قصد « 33 » مخالف انس كه آن را كلام ( 40 ) گويند در كتاب عرف « 34 » ( 41 ) ، مرا كجا پرواى آن باشد كه گفتوگو كنم ؟ ناچار ذكر احسن القصص ( 42 ) مىبايد كرد تا محسنان از حسن حسنات بىنصيب « 35 » نشوند . غيرت عشق نمىگذارد كه بيش ازين اسرار « 36 » جمال دوست اظهار كنم . زنهار كه اين حديث كه ابا ذر غفارى روايت مىكند كه گواه دردمندانست ، دائم الاوقات مطالعه مىكن و آبوار به سر و رو « 37 » [ مىكن ] « 38 » . و آن قوم كه حضرت خواجه ، [ صلى اللّه عليه و آله ] « 39 » ، اشتياق ايشان دارد ، در طلب ايشان شو و به خواندن حديث مشغول مشو و به دانستن آن قانع مباش . مقصود حاصل كن كه در حق حروفپرستان ( 43 ) اين آمده كه « كمثل الحمار يحمل اسفارا » ( 44 ) .
اى اخى ، در قدم افزا كه گفتار هيچست و راه به دوست نزديكست و تو بدور مىگردى . از تو تا به دوست يك پرده بيش نيست . اگر تو دوست [ را ] « 40 » نمىبينى ، دوست ترا مىبيند .
غزل « 41 » :
واقف اسرار ما نيست بجز يار ما « 42 » . * نيست بجز يار ما واقف اسرار ما « 43 » .
شعلهء انوار ما هيچ ندارد نشان . * هيچ ندارد نشان شعلهء انوار ما .
چهرهء دلدار ما در خور هر ديده نيست . * در خور هر ديده نيست چهرهء دلدار ما .
بر سر « 44 » بازار ما هيچ مگو غير دوست . * هيچ مگو غير دوست بر سر « 44 » بازار ما .
هامش
( 27 ) [ نور ] از مل . در نسخ ديگر نيست .
( 28 ) در مج 1 ، مج 2 و مل . « بدين » .
( 29 ) در مل : « چنانك » .
( 30 ) در مل :
« به روى » .
( 31 ) در مل نامشخص .
( 32 ) در مج 1 و مج 2 : « مباش » .
( 33 ) تصحيح قياسى . در تمام نسخهها :
« و به قصد » .
( 34 ) در مل : « حرف » .
( 35 ) در مج 1 ، مج 2 و مل : « محسنان بىنصيب از حسن حسنات » .
( 36 ) در مج 1 . « بيش اسرار » .
( 37 ) در مج 1 : « بسر و روى » .
( 38 ) تصحيح قياسى . در تمام نسخ : « مىكرد » .
( 39 ) [ صلى اللّه عليه و آله ] آز مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل نيست .
( 40 ) [ را ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل نيست .
( 41 ) « غزل » در مل نيست .
( 42 ) در مل : « بحر يار ما » .
( 43 ) در مج 1 : « جاى دو مصراع مقلوب است » .
( 44 ) در مج 1 : « در سر » .