دو زلف گرهناك پرپيچ و تاب * بپوشيده دائم رُخ آفتاب .
گهش آب گويم گهش آفتاب ، * كه گه آتشم من ، گهى چون كباب .
چو من گر درآئى درين آب و نار ، * نجوئى دگر رَه رَهِ اشتهار .
تو كنز الدقائق « 140 » بخوان ، اى رفيق ؛ * بدان سير مردان و سِرّ دقيق .
چو آئينه مىدار شرح الكنوز ، * كه مرآتِ جانست و بحر رموز .
به ميزان اهل حقايق نشين ، * كه ميزان نُمايد جمال يقين .
جمالى ، طلب كن دل هوشمند * كه پيران دانا كنندش پسند .
كه اسرار مردان در اظهار [ و ] « 141 » گفت * تواند چو گنجى به دل درنهفت .
چو احمد درون محمد رود ، * به محمود گويد همه نيك و بد .
نه بالا بماند نه زير و ميان ، * نه مهدى بماند نه گفت و بيان .
چو احمد محمد در آغوش كرد ، * محمد رسائل فراموش كرد .
در آن سر كه محمود گردد رسول * رسول برونى نمايد فضول .
تو همراه و آگاه محمود باش . * من اين سر بگفتم چو خورشيد فاش .
و ليكن چه گويم « 142 » كه آن آفتاب ، * بجز چشم عاشق نياورد تاب .
كه فىالجمله نارست و نورآفرين . * تو آن نور در نارِ سوزان ببين .
جمالى ، برانداز پردهء كنوز ، * كه عالم ندارند گوشِ رموز .
چه گر گنج شاهى نهان به بود ، * عبارات احمد عيان به بود .
نشان ده ، نشان ده ز بهر رفيق * هر آن سِر كه دارى ز كنز دقيق .
معنى و حقيقت آن حديث كه صورت آن گفته شد اكنون تأويل آن « 143 » شمهاى بشنو تا بدانى كه آنچه تو آموختهاى هيچ نيست . علم آن باشد كه اسرار مشاهده كنى .
اى اخى ، آن وقت كه حضرت « 144 » سيد الافراد و سلطان الزهاد ، محمد مصطفى ، صلى اللّه عليه [ و آله ] « 145 » و سلم ، به ابا ذر غفارى مىگفت كه « هو فى السماء فرد و ابو ذر « 146 » فى الارض فرد » ( 23 ) آن معنى دارد كه من كه محمدم سخن در باب آسمان مىگويم و ابو ذر « 147 » در زمين جواب مىگويد . من مشتاق بىنظيرانم و يگانگان . با وجود آنكه [ ابى بكر « 148 » صدّيق ، رضى اللّه عنه ] « 149 » ، تمامى مال فدا كرد ، حضرت مصطفى « 150 » ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، مىفرمايد كه « يتركون المال و يفرّون من الآباء و الأمّهات و الاخوة و الأخوات » و اين علامات « 151 » در ابا بكر « 152 »
هامش
( 140 ) در مج 2 : « كنز دقايق » .
( 141 ) [ و ] از مج 1 . در اصل و مج 2 و مل نيست .
( 142 ) در اصل ، مج 1 و مج 2 :
« چه گويم » .
( 143 ) « تاويل آن » در مج 1 و مج 2 نيست .
( 144 ) « حضرت » در مج 1 و مج 2 نيست .
( 145 ) [ و آله ] از مج 1
( 146 ) در مج 1 و مل : « ابا ذر » .
( 147 ) در مج 1 : « ابا ذر » . در مل « ابى ذر » .
( 148 ) در مج 2 : « ابو بكر » .
( 149 ) [ ابى بكر صديق رضى اللّه عنه ] در اصل ناخواناست . مأخوذ از نسخ ديگر .
( 150 ) در مج 2 : « حضرت خواجه » .
( 151 ) در اصل و مل : « علامت » .
( 152 ) در مج 1 : « ابى بكر » . در مج 2 : « ابو بكر » .