تسبيح كند يك نوبت بهتر باشد او را روز قيامت از آنكه با او روان باشد همهء كوههاى دنيا از زر « 69 » . و اگر خواهى ، افزون كنم ترا ، اى ابا ذر « 61 » . گفت ابا ذر « 63 » : گفتم : آرى « 70 » ، اى فرستادهء خدا « 71 » . فرمود كه يك نظر كه به يكى از ايشان فگنى « 72 » ، دوستتر است « 73 » بسوى « 74 » خدا « 75 » از نظرى كه به خانهء خدا اندازى و هركه نظر كند به او ، پس همچنان است كه نظر كرده باشد به خداى تعالى . و هركه او را شاد گرداند ، پس همچنان باشد كه خداى تعالى را شاد گردانيده باشد « 76 » . و هركه او را طعام دهد ، پس « 77 » همچنان باشد كه طعام داده باشد خداى تعالى را . و اگر خواهى « 78 » ، زياده « 79 » كنم ترا ، اى ابا ذر « 80 » گفت ابو ذر : گفتم : بلى ، يا رسول اللّه . فرمود كه « بنشينند با ايشان قومى كه در گناه فرورفته باشند و گرانبار باشند از گناهان و « 81 » برنخيزند از پيش ايشان تا نظر كند خداى [ تعالى ] « 82 » به آن قوم و بيامرزد گناهان ايشان را از جهت كرامت ايشان نزد خداى تعالى .
اى ابا ذر « 80 » ، خندهء ايشان عين « 83 » عبادتست و مزاح ايشان بهمنزله تسبيح است و خواب ايشان بجاى صدقه است . نظر فرمايد « 84 » خداى تعالى به ايشان در هر روزى هفتاد بار . اى ابا ذر « 80 » ، به درستى كه من به ايشان « 85 » مشتاقم . پس سر مبارك پيش انداخت زمانى . پس سر برداشت و بگريست تا اشك از چشم مباركش ريزان شد . پس فرمود : وا شوقى و آرزومندى « 86 » به ديدار ايشان [ مىفرمود ] « 87 » . و مىفرمود ، صلى اللّه و آله و سلم « 88 » : بار خدايا ، نگاه دار ايشان را و نصرت ده ايشان را بر كسى كه مخالفت كند . و روشن گردان چشم مرا به ايشان در روز قيامت . پس اين آيت بخواند :
« أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »
. يعنى آگاه باشيد كه به درستى كه دوستان خداى تعالى هيچ ترسى بر ايشان نيست و ايشان اندوهناك نمىشوند نه از سختى و مشقت دنيا و نه از هول و حساب و عذاب روز قيامت . صدق اللّه العظيم و صدق رسوله النبى الكريم .
اى عزيز « 89 » ، زنهار كه حديث احمد را ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، به زبان مخوان ، خصوص اين حديث كه احوال مشتاقان است . بيدار باش و شرح اين حديث كه در كنز الدقائق ( 4 ) به صد وجه گذشته ، معلوم كن . و بطلب آن قوم [ را ] « 90 » كه اين حديث را به عمل آوردهاند و حضرت خواجه را مايل خود مىبينند . تو زمانى گوش محبت به نزد كلام عشق آور تا رموزى كه در كنز الدقائق در صورت افسانه گذشته ، بدانى و [ به تأويل ] « 91 » اسرار عشق شوى و معانى سورهء صف ( 5 ) و سير روح انبياء و اولياء و اشارات اهل معنى دريابى و همراه آنها كه به معنى « كن فى الدّنيا كانك غريب
هامش
( 61 ) در مج 1 : « مىخواهى » .
( 63 ) « ابو ذر » در مج 1 نيست .
( 69 ) « فرمود كه . . . از زر » در مج 1 نيست .
( 70 ) در مج 1 : « بلى » .
( 71 ) در مج 1 : « يا رسول اللّه » .
( 72 ) در مج 1 :
« افگنى » .
( 73 ) در اصل : « دوستر است » .
( 74 ) در مج 1 : « نزد » .
( 75 ) در مج 1 : « خداى » .
( 76 ) در مج 1 : « شاد گردانيده باشد خداى تعالى را » .
( 77 ) « پس » در مج 1 نيست .
( 78 ) در مج 1 :
« مىخواهى » .
( 79 ) در مج 1 : « افزون » .
( 80 ) در مج 1 : « اى ابو ذر » .
( 81 ) « و » در مج 1 نيست .
( 82 ) [ تعالى ] از مج 1 .
( 83 ) « عين » در مج 1 نيست .
( 84 ) در مج 1 : « نمايد » .
( 85 ) در مج 1 : « بسوى ايشان » .
( 86 ) در اصل : « آرزومنديى » .
( 87 ) [ مىفرمود ] در اصل و مج 1 نيست .
( 88 ) « صلى . . . و سلم » در مج 1 نيست .
( 89 ) « يعنى آگاه باشيد . . . اى عزيز » در مج 1 نيست .
( 90 ) از مج ا . در نسخ ديگر « رو » .
( 91 ) [ به تاويل ] از مج 1 . در اصل : « تاويل » و در مل و مج 2 . « مايل » .