تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
[ ترجمه ] « 37 » . روايت كرده‌اند كه پيغمبر خدا ، [ صلّى اللّه ] « 38 » عليه و آله و سلّم ، ديد روزى ابو ذر « 39 » ( 3 ) را كه مىرفت « 40 » . پس فرمود « 41 » كه مسكين « 42 » ابو ذر كه مىرود « 43 » تنها و خداى در آسمان يگانه است و ابو ذر در زمين يگانه است . باش ، اى ابو ذر ، يگانهء يگانه . پس فرمود كه اى ابا ذر ، به درستى كه خداى تعالى زيباست و دوست مىدارد جمال را . اى ابا ذر ، آيا « 44 » مىدانى كه چيست غمّ من و فكر من و بسوى چيست اشتياق من . پس گفتند ياران رسول كه خبر ده ما را ، اى پيغمبر خدا « 45 » ، كه اندوه و انديشهء تو بسبب چيست . فرمود پيغمبر به ابو ذر « 46 » كه [ وا شوقا ] « 47 » به ديدار برادران من كه خواهند بود پس از من . شأن ايشان شأن انبياء باشد و ايشان نزد خدا « 48 » بجاى « 49 » شهيدان باشند . گريزند از پدران و مادران و برادران « 50 » و خواهران از جهت طلب رضاى خداى تعالى و ايشان ترك مال كنند و فروتنى كنند « 51 » پيش مردم . رغبت نكنند در آرزوهاى نفسانى و زيادتى « 52 » دنيا . جمع آيند در خانه‌اى از خانه‌هاى خدا « 48 » در حالتى كه اندوهناك [ و ] « 53 » محزون باشند از دوستى خدا . دلهاى ايشان به حق مايل باشد و روح ايشان از حق باشد و علم ايشان از براى خدا باشد . چون رنجور شود يكى از ايشان ، آن مرض بهتر باشد از عبادت يك‌ساله . و اگر خواهى ، افزون كنم به جهت تو صفت ايشان را ، اى ابو ذر « 54 » . گفت ابو ذر « 54 » كه گفتم : بلى ، اى فرستادهء خدا . فرمود « [ كه ] « 55 » يكى از ايشان كه بيازارد او را شپشى كه در جامهء او باشد ، پس او را باشد نزد خداى [ تعالى ] « 56 » مزد هفتاد حج و هفتاد غزوه « 57 » ، و باشد « 58 » او را مزد آزاد كردن چهل نفر از فرزندان اسماعيل و هر يك از فرزندان اسماعيل « 59 » برابر دوازده هزار « 60 » كس از مردم است . و اگر خواهى « 61 » ، افزون كنم ترا مدح ايشان ، اى ابا ذر « 62 » » . گفت ابو ذر « 63 » : گفتم : بلى ، يا رسول اللّه « 64 » . فرمود كه يكى از ايشان [ كه ] « 65 » ياد آورد اهل خود را ، پس اندوهناك شود . بنويسند براى او بهر نفسى هزار هزار درجه . و اگر خواهى ، زيادت « 66 » كنم ترا مدح ايشان ، اى ابو ذر . گفت ابو ذر « 63 » : گفتم : بلى ، يا رسول اللّه . فرمود كه يكى از ايشان كه بگزارد « 67 » دو ركعت نماز در ميان ياران خود افضل « 68 » باشد نزد خداى تعالى از مردى كه عبادت كند خداى تعالى را در كوه لبنان مثل عمر نوح كه هزار سال باشد . و اگر خواهى « 61 » ، افزون كنم ترا ، اى ابا ذر « 62 » » . گفت ابا ذر « 62 » : گفتم : بلى ، يا رسول اللّه . فرمود كه يكى از ايشان كه
هامش
( 37 ) ماخوذ از مج 1 . ترجمهء اين حديث بزرگ در مج 2 و مل نيست . ( 38 ) در اصل : « ص » . ( 39 ) در مج 1 : « ابا ذر » . ( 40 ) در مج 1 : « مىرود » . ( 41 ) در مج 1 : « گفت » . ( 42 ) « مسكين » در مج 1 نيست . ( 43 ) در مج 1 : « ابو ذر مىرود » . ( 44 ) « آيا » در مج 1 نيست . ( 45 ) در مج 1 : « خداى » . ( 46 ) در مج 1 : « يا ابو ذر » . ( 47 ) [ واشوقا ] از مج 1 . در نسخه‌هاى ديگر . « واشوقى » . ( 48 ) در مج 1 : « خداى تعالى » . ( 49 ) در مج 1 : « به‌منزلهء » . ( 50 ) در اصل : « برآدران » . ( 51 ) در مج 1 : « بكنند » . ( 52 ) در مج 1 : « زيادتيهاء » . ( 53 ) « و » در اصل نيست . ( 54 ) در مج 1 : « ابا ذر » . ( 55 ) [ كه ] مأخوذ از مج 1 . ( 56 ) [ تعالى ] مأخوذ از مج 1 . ( 57 ) در مج 1 : « غزا » . ( 58 ) در اصل : « او باشد » . ( 59 ) در مج 1 : « فرزندان او » . ( 60 ) در مج 1 : « دو هزار » . ( 61 ) در مج 1 : « مىخواهى » . ( 62 ) در مج 1 : « ابو ذر » . ( 63 ) « ابو ذر » در مج 1 نيست . ( 64 ) در مج 1 : « اى فرستادهء خدا » . ( 65 ) [ كه ] مأخوذ از مج 1 . ( 66 ) در مج 1 : « زياد » . ( 67 ) در اصل و مج 1 : « بگذارد » . ( 68 ) در مج 1 : « بهتر » .