[ ترجمه ] « 37 » . روايت كردهاند كه پيغمبر خدا ، [ صلّى اللّه ] « 38 » عليه و آله و سلّم ، ديد روزى ابو ذر « 39 » ( 3 ) را كه مىرفت « 40 » . پس فرمود « 41 » كه مسكين « 42 » ابو ذر كه مىرود « 43 » تنها و خداى در آسمان يگانه است و ابو ذر در زمين يگانه است . باش ، اى ابو ذر ، يگانهء يگانه . پس فرمود كه اى ابا ذر ، به درستى كه خداى تعالى زيباست و دوست مىدارد جمال را . اى ابا ذر ، آيا « 44 » مىدانى كه چيست غمّ من و فكر من و بسوى چيست اشتياق من . پس گفتند ياران رسول كه خبر ده ما را ، اى پيغمبر خدا « 45 » ، كه اندوه و انديشهء تو بسبب چيست . فرمود پيغمبر به ابو ذر « 46 » كه [ وا شوقا ] « 47 » به ديدار برادران من كه خواهند بود پس از من . شأن ايشان شأن انبياء باشد و ايشان نزد خدا « 48 » بجاى « 49 » شهيدان باشند .
گريزند از پدران و مادران و برادران « 50 » و خواهران از جهت طلب رضاى خداى تعالى و ايشان ترك مال كنند و فروتنى كنند « 51 » پيش مردم . رغبت نكنند در آرزوهاى نفسانى و زيادتى « 52 » دنيا . جمع آيند در خانهاى از خانههاى خدا « 48 » در حالتى كه اندوهناك [ و ] « 53 » محزون باشند از دوستى خدا .
دلهاى ايشان به حق مايل باشد و روح ايشان از حق باشد و علم ايشان از براى خدا باشد . چون رنجور شود يكى از ايشان ، آن مرض بهتر باشد از عبادت يكساله . و اگر خواهى ، افزون كنم به جهت تو صفت ايشان را ، اى ابو ذر « 54 » . گفت ابو ذر « 54 » كه گفتم : بلى ، اى فرستادهء خدا . فرمود « [ كه ] « 55 » يكى از ايشان كه بيازارد او را شپشى كه در جامهء او باشد ، پس او را باشد نزد خداى [ تعالى ] « 56 » مزد هفتاد حج و هفتاد غزوه « 57 » ، و باشد « 58 » او را مزد آزاد كردن چهل نفر از فرزندان اسماعيل و هر يك از فرزندان اسماعيل « 59 » برابر دوازده هزار « 60 » كس از مردم است . و اگر خواهى « 61 » ، افزون كنم ترا مدح ايشان ، اى ابا ذر « 62 » » . گفت ابو ذر « 63 » : گفتم : بلى ، يا رسول اللّه « 64 » . فرمود كه يكى از ايشان [ كه ] « 65 » ياد آورد اهل خود را ، پس اندوهناك شود . بنويسند براى او بهر نفسى هزار هزار درجه . و اگر خواهى ، زيادت « 66 » كنم ترا مدح ايشان ، اى ابو ذر . گفت ابو ذر « 63 » : گفتم : بلى ، يا رسول اللّه . فرمود كه يكى از ايشان كه بگزارد « 67 » دو ركعت نماز در ميان ياران خود افضل « 68 » باشد نزد خداى تعالى از مردى كه عبادت كند خداى تعالى را در كوه لبنان مثل عمر نوح كه هزار سال باشد . و اگر خواهى « 61 » ، افزون كنم ترا ، اى ابا ذر « 62 » » . گفت ابا ذر « 62 » : گفتم : بلى ، يا رسول اللّه . فرمود كه يكى از ايشان كه
هامش
( 37 ) ماخوذ از مج 1 . ترجمهء اين حديث بزرگ در مج 2 و مل نيست .
( 38 ) در اصل : « ص » .
( 39 ) در مج 1 : « ابا ذر » .
( 40 ) در مج 1 : « مىرود » .
( 41 ) در مج 1 : « گفت » .
( 42 ) « مسكين » در مج 1 نيست .
( 43 ) در مج 1 : « ابو ذر مىرود » .
( 44 ) « آيا » در مج 1 نيست .
( 45 ) در مج 1 :
« خداى » .
( 46 ) در مج 1 : « يا ابو ذر » .
( 47 ) [ واشوقا ] از مج 1 . در نسخههاى ديگر . « واشوقى » .
( 48 ) در مج 1 : « خداى تعالى » .
( 49 ) در مج 1 : « بهمنزلهء » .
( 50 ) در اصل : « برآدران » .
( 51 ) در مج 1 : « بكنند » .
( 52 ) در مج 1 : « زيادتيهاء » .
( 53 ) « و » در اصل نيست .
( 54 ) در مج 1 : « ابا ذر » .
( 55 ) [ كه ] مأخوذ از مج 1 .
( 56 ) [ تعالى ] مأخوذ از مج 1 .
( 57 ) در مج 1 : « غزا » .
( 58 ) در اصل : « او باشد » .
( 59 ) در مج 1 : « فرزندان او » .
( 60 ) در مج 1 : « دو هزار » .
( 61 ) در مج 1 : « مىخواهى » .
( 62 ) در مج 1 : « ابو ذر » .
( 63 ) « ابو ذر » در مج 1 نيست .
( 64 ) در مج 1 : « اى فرستادهء خدا » .
( 65 ) [ كه ] مأخوذ از مج 1 .
( 66 ) در مج 1 : « زياد » .
( 67 ) در اصل و مج 1 : « بگذارد » .
( 68 ) در مج 1 : « بهتر » .