بر جاى خود نيكوستند ، انباز گل ، ممتاز دل .
كه در واژههاى دوست و پوست و نيكوست بايد به تصنع سين ساكن را متحرك خواند تا بحر رجز مثمن سالم از قاعده نشود .
علاوه بر موارد لفظى فوق ، ضعف معنوى شعر مخصوصا در محل قوافى نيك پيداست و با اين همه بايد اذعان كرد كه اين غزل بر بسيارى از اشعار ديگر پيرجمالى سر است .
مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: پير جمال الدين محمد اردستانى
ص٤٤