تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
بجاى مىآرند و حق آداب و حق اشارات حق ، سبحانه و تعالى ، و بشارات محمّد مصطفى و على مرتضى ، عليهما الصلاة و السلام ، بجاى مىآورند ، بعد از اداى حق بندگى مىخواهند كه آن قضائى كه مكروه مىنمايد بگردانند [ . . . ] » ( رسالهء 162 ) « چون عيسى درين مقام پرده بر روى حال كشيده و احمد حوالت تو به جبرئيل كرد و به آسمان و آسمانيان و شيخ ابى محمّد روزبهان در سر كلام اشارت نمود ، من نيز در پس زلف پرآشوب پنهان مىكنم معنى آيت و برهان حق . » ( رسالهء 1 )

[ ويژگيهاى سبكى و انشائى نمايان متن منثور مرآة الافراد ]

برخى از ويژگيهاى سبكى و انشائى نمايان متن منثور مرآة الافراد را در زير ذكر مىكنيم .

( 1 ) عدول از نحو فارسى و تقليد از جمله‌سازى عربى .

اين عيب از عيوب بسيار نمايان و فراوان مرآة الافراد است . « . . . مشفق و مهربان بر آشنا و بيگانه باشد تا موافقت كرده باشد با حضرت رحمة للعالمين يعنى محمّد مصطفى . . . » ( رسالهء 35 ) « . . . درين حال بشريت نباشد البته . » ( رسالهء 35 ) « . . . ملكيتش به صورت آتش نمرود تجلّى زد بر جان او . » ( رسالهء 36 ) « حق ، سبحانه و تعالى ، تحسين فرمود ابراهيم را ، عليه السلام . » ( رسالهء 36 ) « . . . از دوستى نان او را مىديدند از غايت افلاس و ناتوانى . » ( رسالهء 36 ) « . . . بزرگى منما بر هيچ آفريده . . . » ( رسالهء 36 ) « آمديم در بيان حق اليقين . » ( رسالهء 37 ) « زمانى عاشق بايد بودن بر جمال مهرويان . . . . » ( رسالهء 37 ) « اگر عقل فضول تو از ميان برود ، همان بينى كه هست در نظر اهل حال . » ( رسالهء 37 ) « . . . حق را از حق در خود مشاهده كند به جمال انسان كه مرآت الهيست . » ( رسالهء 37 ) « نوح نبى بودى بىكمال ولايت . . . » ( رسالهء 38 ) « . . . در او مشرب حكمت پيدا شود به تقويت و پاكى . » ( رسالهء 39 ) « پس اين شخص حكيمى باشد بينا . » ( رسالهء 39 ) « دخول كنند اين مريدان ناقص بر پيران نابالغ . » ( رسالهء 6 )

( 2 ) وفور عبارات و تركيبات عربى . امثله :

« صلى اللّه عليه و آله و سلم » ( غالبا پس از ذكر نام رسول اكرم ) ، « احسن تقويم » ( رسالهء 165 ) ، « اسفل سافلين » ( رسالهء 165 ) ، « نعوذ باللّه من غضب اللّه » ( رسالهء 165 ) ، « بلد امين » ( رسالهء 165 ) ، « و السلام » ( در پايان بسيارى از رساله‌ها ) ، « تعالى » ( غالبا پس از ذكر « خدا » ) ،