كنوز الحقائق ، ص 20 ، به عنوان حديث نبوى ضبط شده است .
( 553 ) ظاهرا جملهء دعائى است .
( 554 ) ملكيان : آنان كه پايبند ملك و سلطنت و دنياى مادى هستند .
( 555 ) لا ينبغى : اشاره به آيهء 35 ، سورهء ص :
« قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي . . . »
( گفت : اى خداى من مرا ببخشاى و ملكى مرا ارزانى دار كه كسى را پس از من نشايد . . . ) .
( 556 ) حديث نبوى . ر . ك . المعجم حديث ، ج 1 ، ص 115 و ج 2 ، ص 431 ، و جامع الصغير ، ج 2 ، ص 17 و ج 1 ، حاشيهء ص 132 ، تحف العقول ، ص 53 ، و كنوز الحقائق ، ص 64 ، و شهاب الاخبار ، باب اول ، ص 21 ، و بستان السياحة ، ص 109 و ص 419 ، طبقات الصوفية ، ص 17 ، و امثال و حكم ، ج 1 ، ص 246 ، و سفينة البحار ، ج 1 ، ص 603 . در شرح تعرف ، ج 4 ، ص 171 ، به اين صورت « الدنيا سجن المؤمن و القبر روضة و الجنة مأواه و الدنيا جنة الكافر و القبر . . . » ديده مىشود .
( 557 ) تلوين : گوناگونى ، رنگارنگى . ( فرهنگ معين )
( 558 ) قرآن : النازعات ، بخشى از آيهء 40 ، و آيهء 41 .
( 559 ) حديث نبوى . به صورت « إنّ اللّه تعالى يقول إنّ الصوم لى و أنا أجزى به » در فيض القدير ، ج 2 ، ص 307 و جامع الصغير ، ج 1 ، ص 77 حديث قدسى دانسته شده است ! ر . ك . شرح تعرف ، ج 4 ، ص 157 و سفينة البحار ، ج 2 ، ص 64 و المعجم حديث ، ج 3 ، ص 460 و در اللؤلؤ و المرجان ، ج 2 ، ص 21 ، و در جامع الصغير ، ج 2 ، ص 51 و ص 81 ، به صورت « الصيام لى و أنا أجزى به » ديده مىشود .
( 560 ) قبيح : شخص زشتكار ، زشت .
( 561 ) خلق نمودن : خوشخلقى نشان دادن .
( 562 ) بادب : با ادب .
( 563 ) بيت الحرام : كنايت از قلب انسان كامل است كه حرام است بر سواى محبوب ، كه هركه صاحبدلى چنين باشد ، هم طلب و طالب است و هم مطلوب . ( فرهنگ لغات عرفانى )
( 564 ) پير مرتضى على اردستانى : وى فرزند امير شمس الدين محمد اردستانى نديم شاه منصور ( متوفى به سال 790 هجرى قمرى ) مىباشد . مادر وى از احفاد انوشيروان عادل است . پيرجمالى در كتاب روح القدس در باب زندگى پيرمرتضى مىگويد كه امير شمس الدين محمد ( پدر پيرمرتضى ) در يكى از جنگهاى شاه منصور با لشكريان تيمور كشته مىشود و پيرمرتضى 3 الى 4 ساله بوده است كه با خانوادهء خود به اتفاق شاه منصور به شيراز مىروند و تا كشته شدن شاه منصور در شيراز اقامت مىكنند ، پيرمرتضى در اين هنگام 8 ساله بوده است به اردستان بازميگردد و ثروت هنگفت پدرى را در راه خدمت به خلق مىدهد .
پيرمرتضى به سن بلوغ كه مىرسد از محضر عرفاى زمان خود از جمله سيد قاسم ( از عرفاى قرن نهم ) استفاده مىنمايد و خانقاهى در محلهء فهره اردستان بنا مىسازد و عرفا از اطراف و اكناف به گرد او درمىآيند . از مريدان معروف وى ، اسحاق اردستانى و پيرجمال اردستانى و پيرعلى بوده است . پيرمرتضى در مدرسهاى تحصيل نكرده بود و تنها از پير و مرشد خود علم طريقت را آموخته بود ، به جائى رسيد كه در تفاسير عرفانى آيات قرآن مقام والائى داشت . ر . ك . آتشكدهء اردستان ، ج 2 ، ص 350 - 344 .
( 565 ) « رضوان » و « جنت » : اشاره به آنچه خداوند در اين آيه ( التوبة ، 72 ) به مؤمنان و مؤمنات