بود . مورخين عصر تيمورى او را خاقان سعيد و خاقان منصور خواندهاند . در هفده سالگى حكومت سمرقند ( سال 796 هجرى قمرى ) به دو تفويض شد و در غالب جنگهاى تيمور در بلاد ايران ، سوريه ، و آسياى صغير شاهرخ از خود جلادت و لياقت نشان داد . تيمور قبل از عزيمت هند سلطنت خراسان ، سيستان ، رى ، و مازندران را به وى واگذاشت ( سال 799 هجرى قمرى ) . مقارن وفات تيمور ( سال 807 هجرى قمرى ) ، فرمانروائى مستقل اين بلاد براى او باقى ماند ، و او در هرات به سلطنت نشست . برادران و برادرزادگانش ، كه دائم با يكديگر در منازعه بودند ، سرانجام سر به اطاعت او آوردند . سلطنت شاهرخ غالبا با اختلاف شاهزادگان تيمورى و يا با عصيان حكام مواجه بود ، و او مكرر ناچار شد در خراسان ، سيستان ، كرمان ، مازندران ، و استرآباد لشكركشى كند . هفده سال طول كشيد تا توانست تمام ايران را با ماوراءالنّهر در قبضهء تصرف آورد . سه نوبت براى قلع و قمع تركمانان به آذربايجان تاخت . آخر ، بعد از فراغت ( سال 824 هجرى قمرى ) از كار آذربايجان ، از طريق خراسان به هرات رفت ، و مدعيان و حكام ايران و ماوراءالنّهر نزد او اظهار انقياد كردند . شاهرخ در سن 71 سالگى در قريهء فشاورد در رى بيمار شد و وفات يافت . وى پادشاهى نيكنفس ، صلحجو و ديندار بود . در ترميم خرابيهاى عهد پدر اهتمام ورزيد ، و اگر عزم و همت پدر را داشت ، به سهولت وحدت دولت تيموريان را تحقق مىداد . ليكن ميل طبع او بيشتر به مصاحبت علماء و صوفيه و اهل ذوق بود . با وفات او ضعف و انحطاط دولت تيموريان آشكار شد .
ر . ك . دائرة المعارف مصاحب .
( 597 ) بابر : ابو القاسم بابر ، معروف به ميرزا بابر ، در 17 رجب سال 825 هجرى قمرى متولد شد و در سال 860 و به قولى 861 هجرى قمرى فوت نمود . بابر شاهزاده و پادشاه سلسلهء تيموريان ؛ پسر ميرزا بايسنقرين شاهرخ . وى بعد از ميرزا شاهرخ ، به اتفاق ميرزا خليل سلطان تيمورى به خراسان آمد ، و در استرآباد به حكومت نشست ( سال 850 هجرى قمرى ) . سه سال بعد ، خراسان را از ميرزا الغبيگ گرفت ( سال 853 هجرى قمرى ) . در سال 855 هجرى قمرى برادر خود سلطان محمد را در چناوران مغلوب و مقتول كرد . چندى بعد ، بر عراق و فارس دست يافت ، و در فارس مقبرهء حافظ را تعمير و تزئين نمود ( سال 856 هجرى قمرى ) . پس از آن لشكر به ماوراءالنّهر به قصد ابو سعيد گوركان كشيد ، و بعد از محاصرهء سمرقند ، به صلح بازگشت ( سال 857 هجرى قمرى ) . ابو القاسم بابر در مشهد رضا وفات يافت ( ربيع الآخر سال 860 و به قولى 861 هجرى قمرى ) ، و پسرش ميرزا شاه محمود بهادر به حكومت نشست .
ر . ك . دائرة المعارف مصاحب ، زير واژهء ابو القاسم بابر .
( 598 ) ابو الفتح : ظاهرا كنيهء پير بوداق خان فرزند جهانشاه قراقويونلو است .
( 599 ) بيرون فرمود : بيرون رفت .
( 600 ) جبريانه : مانند جبرى يعنى كسى كه به جبر اعتقاد داشته و خود را به سرنوشت و قضا و قدر تسليم كرده باشد .
( 601 ) پير بوداق خان : امير تركمان ، از طايفهء قراقويونلو ؛ فرزند جهانشاه قراقويونلو . در بغداد از جانب پدر حكومت داشت ، ولى در سال 869 بر پدر شوريد ولى جهانشاه به دفع او پرداخت . در سال 857 پس از رفتن ميرزا سنجر ، ميرزا خليل در دار السلطنهء شيراز نزول نمود ، ميرزا بوداق خان از راه عراق به حوالى شيراز رسيد . ميرزا خليل از راه كرمان به طرف خراسان گريخت و ميرزا بوداق خان با طمطراق تمام و بىزحمتى از نوايت ايام مملكت شيراز را متصرف شد . براى اطلاع بيشتر ر . ك . احسن التواريخ ،
مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: پير جمال الدين محمد اردستانى
ص٣٢٤