صف نشسته است .
مراد كلى از اين دو بيت كه به زبان اردستانى قديم است : ظاهرا اشاره است به اصل كلى صوفيه كه خود را پادشاه حقيقى و سلاطين را پادشاه مجازى مىدانستهاند .
ديدهاى بايد كه باشد شهشناس * تا شناسد شاه را در هر لباس .
( 359 ) . . . به چشم بخشش نگاه كن و خداوند بيناتر است . ظاهرا اين عبارت و جملهء عربى ، مأخوذ از حديث يا يكى از كلمات قصار نيست .
( 360 ) شبپره : 1 ) نوعى پروانه كه شبها به پرواز درمىآيد ( ) . 2 ) خفّاش .
( 361 ) يعنى همه شب به كار بيهودهء نابخردانهاى مشغول است .
( 362 ) هين : آگاه باش ، زنهار .
( 363 ) صحف ( جمع صحيفه ) : كتاب .
( 364 ) درخت طوبى : در روايات اسلامى ، درختى در بهشت كه خداوند به دست خويش آن را غرس كرده و روح خود را در آن دميده است . ميوهء اين درخت حلهها و جامههاى بهشتيان است ، و گفتهاند كه بندهء مؤمن هرچند بخواهد از درخت طوبى بيرون مىآيد . اين درخت چندان بزرگ است كه در هر نقطهء بهشت شاخهاى از آن هست . ر . ك . دائرة المعارف مصاحب ، زير واژهء طوبى .
( 365 ) اصل عربى اين حديث معلوم نشد . ظاهرا پيرجمالى استعاره كرده است حالت خوش متواضعان را به درخت طوبى ( چون درخت طوبى درختى است در بهشت كه شاخههايش به تمام خانههاى بهشت سر فروبرده است ) ، بنابراين وقتى اين معنى را با حديث شريف واردهء : « طوبى للمتواضعين فى الدنيا هم اصحاب المنابر يوم القيامة . » ( ر . ك . المحجة البيضاء ، ج 6 ، ص 220 ) مقايسه كنيم معنى بيت روشن مىشود .
( 366 ) ساقى كوثر : منظور حضرت على بن ابى طالب ( ع )
( 367 ) قرآن : الاحزاب ، 72 .
( 368 ) عالم مجاز : عالم ناسوت ، كه در آن جملهء اعمال انسان مبتنى بر مجاز است نه بر حقيقت .
( 369 ) آسمان اول - فلك اول : فلك قمر ( به عقيدهء قدما ) .
( 370 ) آسمانيان دنيا : به تعبير قدما ، اجرام علوى آسمان اول هستند . اشاره به « السماء الدنيا » مذكور در آيهء 6 ، الصافات و 12 ، فصلت و 5 ، الملك . ر . ك . شرف النبى ، باب سىام ، ص 340 - 304 .
( 371 ) آسمان دوم - فلك دوم : فلك عطارد ( به عقيدهء قدما ) .
( 372 ) عرش : « عرش محل استقرار اسماء مقيد الهى است و آسمان را عرش گويند و فلك الافلاك را نيز عرش گويند و نفس كليه را كه محيط است بر اشياء بر وجه تفصيل عرش كريم و لوح قدر و لوح محفوظ و كتاب مبين و ورقاء و زمرد و ياقوت حمراء نامند » . ( فرهنگ لغات عرفانى )
عرش را منبر نه پايه ، بام بديع ، بام رفيع ، چرخ اطلس ، چرخ برين ، گويند . عرش را خداى تعالى در آسمان هفتم آفريد و ملائكه را به حمل و تعظيم آن واداشت . در قرآن اين كلمه گاهى به معنى مطلق تخت و تخت شاهى استعمال شده و گاهى هم به معنى جايگاه خداى تعالى كه بر آب نهاده شده است و