تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
تركمان ، از طايفهء قراقويونلو ، فرزند قرايوسف . ر . ك . احسن التواريخ ، ص 6 - 464 . ( 314 ) طاعون : مرضى عفونى و همه‌گير . اين مرض در ايران به حال بومى وجود دارد . ر . ك . ( فرهنگ معين ) ( 315 ) جبّار ( - بسيار نيرومند ) : يكى از صفات خداوند يكتا . ( 316 ) عراق : منظور ايالت جبال يا عراق عجم و نواحى چهارگانهء آن است كه شامل : قرميسين يا كرمانشاهان ، بيستون و كتيبه‌هاى آن ، كنگوار ، دينور ، شهرزور ، حلوان ، شاهراه بزرگ خراسان ، كرند ، كردستان در زمان سلجوقيان ، بهار ، جمجمال ، آلانى و الشتر ، همدان و نواحى آن ، درگزين ، خرقانين و آوهء شمالى ، نهاوند ، كرج رودآور و كرج ابو دلف ( اراك فعلى ) ، فراهان . ر . ك . جغرافياى تاريخى ، فصل 13 ، ص 200 . ( 317 ) نبد : ( مخفف ) نبود . ( 318 ) يعنى باطنشان با ظاهرشان يكى نبود . ( 319 ) سقر - دوزخ - جهنم : به اعتقاد مسلمانان ، محلى است پر از آتش و مملو از جانوران موذى كه گناهكاران را در آنجا به سزاى اعمال خود رسانند . ( فرهنگ معين ، اعلام ، زير واژهء دوزخ . ) ( 320 ) منظور قوم سباء و باغ‌هاى آن شهر است كه ، به سبب نافرمانى آن قوم ، سيل بنيان‌كنى همه چيز را فرا گرفت . ر . ك . قصص الانبياء ، قصهء هفتاد و هشتم ، ص 360 - 358 و ر . ك . قرآن : سورهء سبا ، آيهء 17 - 15 . ( 321 ) ظاهرا مفهوم بيت اينست كه صفات جلاليهء خداوند ( كه دالّ بر قهر و عزت و عظمت اوست ) بر صفات جماليهء او ( دالّ بر لطف و رحمت او ) فائق مىشود ، هرچند كه هر دو گونه صفات در حدّ كمال است . ( 322 ) يتيم : شخص يگانه ، نادر ، بىنظير . ( فرهنگ معين ) ( 323 ) صرصر : باد سخت و سرد ، باد بلند آواز . ( فرهنگ معين ) ( 324 ) جحيم : دوزخ را هفت درك است و جحيم درك ششم از دركات جهنم است . ر . ك . ( فرهنگ لغات عرفانى ) ، زير واژهء دركات . ( 325 ) اژدر : در افسانه‌هاى باستانى نام مار بزرگى بوده كه از دهانش آتش بيرون مىريخته است . ( فرهنگ معين ) ( 326 ) حيدر ( - شير ) : از لقب‌هاى حضرت على بن ابى طالب ( ع ) . ( 327 ) غضنفر : شير ، اسد . ( فرهنگ معين ) ( 328 ) ادب باش : به / باادب باش . ( 329 ) حجّت گرفتن : ايراد گرفتن . ( 330 ) بر طبق روايات اسلامى ، سامرى ( مردى از بنى اسرائيل ؛ شايد خاله‌زاده و شاگرد موسى عليه السلام ) كه در غياب موسى ( ع ) قوم او را بفريفت و به پرستش گوسالهء زرين واداشت . ر . ك . قصص الانبياء ، قصهء پنجاهم ، ص 221 - 213 . ( 331 ) نى به خود در : نه در خود . ( 332 ) ياهو گفتن / برآوردن : منظور ذكر دائم بعضى از صوفيان كه « ياهو » مىگفتند : « ياهو يا