مثنوى كلاله خاور ، دفتر اول ، ص 63 . و يا
چونكه مؤمن آينهء مؤمن بود * روى او ز آلودگى ايمن بود .
مثنوى كلاله خاور ، دفتر دوم ، ص 79 .
( 186 ) حديث نبوى . اين حديث به همين صورت در كشف الخفاء ، ج 1 ، ص 558 و سيرت رسول اللّه ، ج 1 ، ص 93 و ج 2 ، ص 740 آمده است ، ولى صورت صحيح و كامل آن يعنى « سلمان منا اهل البيت » در بستان السياحة ، ص 331 و ص 590 مذكور است . در شرح تعرف ، باب اول ، ص 62 ، اضافهاى هم دارد به صورت « سلمان منا اهل البيت و ان مولى القوم منهم » .
( 187 ) قرآن : آل عمران ، 169 و 170 .
( 188 ) « بلاد اللّه » : شايد اشاره به حديث « البلاد بلاد اللّه و العباد عباد اللّه ، فأىّ موضع رأيت فيه رفقا فأقم » باشد كه الطبرانى بسند ضعيف از الزبير روايت كرده است . ( ر . ك . كشف الخفاء ، ج 1 ، ص 342 . )
( 189 ) ژنده : جامه يا پارهء كهنه و پاره .
( 190 ) ربودن : جذب كردن . ( فرهنگ معين )
( 191 ) سرو در گل نشاندن : يعنى باغ نفس ( - عالم نفسپرستى ) خود را با كاشتن سرو ( كه درخت نازنين و گرانقدرى است ) معمورتر و زيباتر مىسازند .
( 192 ) آكل و مأكول : ( اصطلاح كلامى است ) ، « و بيان آن آنست كه بر مبناى معاد جسمانى شبهء شده است كه هرگاه انسان ، مأكول انسانى ديگر واقع شود و صورت انسان اول را رها و صورتى ديگر به خود گيرد آيا كداميك از آنها محشور در روز قيامت مىشوند ؟ و چنان كه انسانى طعمهء حيوان درندهاى شد و صورت سبعى به خود گرفت در قيامت آن انسان مأكول به صورت حيوان آكل زنده مىشود يا نه ؟ و بالاخره اجزاء انسان كه فانى و متلاشى مىشود و در طى زمانهاى مختلف صور مختلف به خود گيرد آيا با صورت انسان زنده مىشود . و يا با يكى از صور ديگر ؟ و از فروع اين مسئله است كه انسان به حكم اصل ضرورى بدل ما يتحلل از ابتداء تا آخر عمر مرتب در تحويل و تحول است و اجزاء آن در حال تبدلاند آيا با صورت آخر عمر زنده مىشوند يا با صورت اول ؟ در پاسخ همهء اين اشكالات فلاسفه گويند صور به يكديگر تبديل نمىشوند و آنچه تبديل و تحول مىيابد ماده است كه هر آن صورتى به خود مىگيرد و صورتها در وعاء دهر محفوظاند و از بين نمىروند . و به قول صدر الدين : تشخيص موجودات به صورت آنها است و در تمام مراتب محفوظ است . » ( فرهنگ معارف )
( 193 ) ظاهرا اين بيت از مولانا جلال الدين بلخى است ولى چنين بيتى را در مثنوى كلاله خاور ، نيافتم .
( 194 ) مثنوى كلاله خاور ، دفتر دوم ، ص 96 .
( 195 ) مثنوى كلاله خاور ، دفتر دوم ، ص 96 .
( 196 ) واصلان : مقربان و سابقانند و دو طائفهاند يكى آنكه بعد از وصول و فنا حق ايشان را براى ارشاد خلايق خود رجوع مىنمايد و ديگر آنكه بعد از وصول و فنا ايشان را به خلق رجوعى نيست . فرقهء اول مشايخاند و فرقهء دوم مخدومانند . ر . ك . ( فرهنگ لغات عرفانى ) .
( 197 ) ظاهرا اين بيت از مولانا جلال الدين بلخى است ولى اين بيت در مثنوى كلاله خاور يافته نشد .