تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
بساتينى كه اشجار آن قامت مستقيمانست به يمن همت آن قامت‌بلندان روح در قالب آن فرد ايام در حركاتست و از آفتهاى زمان خلل نمىيابد . الحمد للّه على كل حال و على كل نعمه . فرزند ، خواجه محمد ، به زمين‌بوسى آمد تا نسيم محبّت به مشام جانبين اثر كند . تعشق غيب و محبّت مزيد باد و به نوعى كه خشنودى خداى تعالى باشد ملاقات ارزانيمان باد ! آمين . رباعيه :
آنجا كه مَحبّتست ، گُو نام مباش ؛ * ساقى چو انيسِ ماست ، گُو جام مباش .
چون خاك به خود كشيده گنجينهء حال ، * گُو آيت و حرف و صوت و پيغام مباش .

رسالة اخرى رسالهء صد و چهل و پنجم

هدهد بصير سلطان محبّت كه جاسوس قلوب مستقيمان كاخ عزّتست احتياجش به عبارت صورت نيست . قوله تعالى :
« هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ . »
( 1462 ) « الحمد للّه كه نعمت محبّت مالامالست ( 1463 ) و آنجا كه جنسيت معنويست ، هيچ دورى نيست . اميد چنانست كه حسن صورت بهره‌اى از نظر مشتاقان خويش بيابد كه تا جسم مبارك عزيزش فوت و موت نيابد و حاجت به حشر و نشر نباشد . آمين .

رسالة اخرى رسالهء صد و چهل و ششم

« بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . » اى فقير متوكل ، مژده باد بر فقيرى كه از خداى تعالى راضى باشد و هيچ از بنده‌اى نطلبد و توجه به هيچ شخص معين نكند و از خداى تعالى نيز هيچ طلب نكند و خود را بنده داند و حق ، سبحانه و تعالى ، را خداوند . و هر نعمت صورت و معنى كه به فقيرى راضى رسد حلال باشد و حسابش در پى نباشد ، و حال آنكه هر كسب كه بنده‌اى بكند به جهت خريد و فروخت ، حسابش هست ، از براى آنكه مشتركست و ميلها در خريد و فروخت هست . شرحش در كتاب شرح الواصلين بطلب . و السلام .