[ رسالة اخرى ] « 1 » رسالهء صد و چهل و يكم
در جواب مكتوب امير زين العابدين ، پسرزادهء حضرت پير مرتضى على ، عليه السلام ، قلمى فرمودند ( 1455 ) : نسيم بهار از جانب سماوات مهرافروز رسيد و چراغ شبستان حرارت وجود كه قائم به ذاتست شمع محبّت را خبردار كرد و عهد ازل كه با خورشيد جانسوز دلفروز بسته شده و هرگز غبار و انكار در آن راه نبرده ، تازهتر شد . الحمد للّه العلى الكريم كه غبار « 2 » پر آثار را به لفظ شكربار درآورد تا ستارگان سعد ( 1456 ) آسمان محبّت يار را نيازمندى رسانند . و السلام .
رسالة اخرى رسالهء صد و چهل و دوّم
سؤال مىكنند كه چنين و چنان مىكنى . جواب مىدهم كه چنين و چنان نمىكنم . اين فقير دائم برآنم كه فرائض و سنن درويشانه و عاشقانه بجاى آرم و به صلوات حضرت حبيب و حبيب حبيب ، صلوات اللّه عليهما و على آلهما و سلم ، مشغول شوم . محبّت شعله مىزند و اجناس خود مسخّر مىكند و سيّئات ( 1457 ) را به حسنه مىكند ، و اين فقير به حركات و سكنات ( 1458 ) محبّت راضيم . قوله تعالى
« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
( 1459 ) پس اين فقير چهكاره باشم ؟
و السلام .
رسالة اخرى رسالهء صد و چهل و سوّم
آثار اشجار بساتين طريقت كه ارواح مقدسند كه اجسام مشايخ ثمرها بخشيدهاند و چالاكسواران ميادين محبّت از كفشان زلال ( 1460 ) وصال چشيدهاند ، سلام بخوانند .
رسالة اخرى رسالهء صد و چهل و چهارم
سبحان آن خدائى كه امواج روح دربند غبار خاك مقيّد فرموده و انس خويش در خاك مخفى فرموده و خاك را بر آب غالب گردانيده و نار محبّت را جلوه مىدهد . به سبب ريح ( 1461 )
هامش
( 1 ) [ رسالة اخرى ] اضافه قياسى .
( 2 ) در متن : « غبا » .