رسالة اخرى رسالهء صد و چهل و هفتم
اى عزيز ، بدان كه اهل معرفت در معنى
« وَ يَسْئَلُونَكَ
« 1 »
عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي »
( 1464 ) به قدر مشرب خود هر فردى چيزى فرمودهاند . اين فقير را در خيال بىشركت هوائى ( 1465 ) در معنى روح درآمده است كه نفس مردان خداى تعالى در امر و فرمان ربّ حضرت محمّد مصطفى است ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، قال النبى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، « ادّبنى ربّى » ( 1466 ) . و گواه ديگر آنكه حق ، سبحانه و تعالى ، مىفرمايد كه
« وَ النَّجْمِ إِذا هَوى »
( 1467 )
« ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى »
( 1468 )
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى »
( 1469 )
« إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى »
( 1470 ) . شرح اين بيّنات ( 1471 ) در كتاب شرح الواصلين طلب كن . و بتحقيق بدان كه هركه نفس اهل حق نگاه دارد ، در حال دل آن مشتاق تختگاه حضرت بارى تعالى شود ، و اگر نفس اهل محبّت نگاه ندارد ، در حال مزبلهء شيطان شود و در كوى ستيزه رود . رباعى :
خواهى كه شوى زنده ، نگهدار نَفَس ؛ * زنهار نگهدار و ميازار تو كَس .
بىشبهه حيات از نَفَسِ مردانست * زانرو كه در انفاس ندارند هوس .
و صلى اللّه على النبى الامى العربى ، محمّد و آله و سلم .
رسالة اخرى رسالهء صد و چهل و هشتم
اى فقير مشتاق ، ترا مژده باد ، و هزار بار در هر نفس شكر ايزد تبارك و تعالى به زبان جان بگو ، كه البته هر كه دوست دارد علامت فقير حضرت محمّد مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، و هركه او را دوست دارد كه دوست آن دوست باشد تا بجاويد ( 1472 ) هيچ عمل اهل شرع و اهل طريق ازو نپرسند . الحمد للّه . تحقيق بدان كه سلسلهء فقر و محبّت هرگز گسسته نمىشود . از بهر آن ، مختار كل كائنات فرمود كه « الفقر فخرى » . شرحش در كتاب شرح الواصلين بطلب . حاليا شمهاى از حال عشق مجاز و حقيقت بشنو ، كه لذّت بىحساب درين حالست و بس . بدان كه نظر عشق كه در عاشق فقير به جوش آيد و عشق جلوه آرد و به متّكاى ( 1473 ) خود يعنى به حضور معشوق رسد ، نشانش آنست كه به حسن عشق مشغول شود نه به حسن بشريت ، و فرق حسن عشق و وصل « 2 » بشريت چنان توان كرد كه وصل بشريت برودت مىآورد و وصل حقيقت حرارت زياد مىكند ؛ از بهر آنكه مشترى محبّت چون به صفاى زهره ( 1474 ) رسد ، غمخوارى مىكند . اين دو شىء ، چونكه
هامش
( 1 ) در اصل : « و يسألونك » .
( 2 ) « وصل » در متن نامشخص .