« لا يحتاج الى اللّه » آنست كه نظر محبّت و اشتياق خداى تعالى كه با فقير درآيد ، آن فقير ايازوار ( 1230 ) به ادب مىافزايد . البته هستيهاى محمود ( 1231 ) بر اياز عرض مىكنند « 3 » . اياز به جهت نعمتهاى ظاهر و باطن غنى در وجود خود [ مىبيند ] « 4 » . در اين حال هيچ احتياج نمىماند ، از بهر آنكه اشتياق محمود لحظة فلحظة حقيقت نعمتها در نظر محبّت پنهان مىكند و بر حسن اياز [ عرض مىكند . ديگر عشق صرف تعليم دل اياز ] « 5 » مىدهد كه قبول [ بكن ] « 6 » تا زيادت كند محبت را ، كه اين نعمتها در عالم پاكبازان ( 1232 ) رشوه است . معنى « الفقير لا يحتاج الى اللّه » همينست . بيدار باش تا بدانى كه چه نمكها [ بر ] « 7 » جگر بريان حضرت سرور فقرا و انيس غربا ، محمّد مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، ريختهاند . تا زود زود نگوئى كه « الفقير لا يحتاج الى اللّه » . و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و سلم .
رسالة اخرى رسالهء هفتاد و نهم
به جانب [ پذيراى ] « 8 » محبّت كه همچو دل به دار ملامت آويخته ، هر لحظه تحيّت رسانيده مىشود و به سبب اين تحيّت سوزناك نفع و حاصل معاش جمعيّت نمىيابند و حال آنكه جاى شكر ايزد تبارك و تعالى است . و الحمد للّه .
[ رسالة اخرى ] « 9 » رسالهء هشتادم
« هو الفتّاح . » فرزند جگر پرتاب ، عميد ( 1233 ) [ را ] « 10 » بتجديد شربت شراب عشق به كام دل نوش مىكند و قوّالان ( 1234 ) كه قولشان جاسوس حالست ، در مقابل مىنشاند و اين غريبان در كمند وفا بطوع ( 1235 ) و رغبت دل منتظر نشستهاند . اين بيتها به ياد قوّالان دهند تا مطلع [ از ] « 11 » احوال ياران شوند « 12 » . و ابيات اينست [ كه نوشته مىشود ] « 13 » . [ ابيات ] « 14 » :
هامش
( 3 ) در مج 1 : « كنند » .
( 4 ) [ مىبيند ] از مج 1 . در اصل : « نمىبيند » .
( 5 ) [ عرض مىكند . . . دل اياز ] از مج 1 .
( 6 ) [ بكن ] از مج 1 . در اصل : « مكن » .
( 7 ) [ بر ] از مج 1 . در اصل : « در » .
( 8 ) [ پذيراى ] از مج 1 . در اصل : « پذيراى » .
( 9 ) [ رسالة اخرى ] اضافه قياسى .
( 10 ) [ را ] از مج 1 . در اصل ناخوانا .
( 11 ) [ از ] از مج 1 .
( 12 ) در مج 1 : « شود » .
( 13 ) [ كه نوشته مىشود ] از مج 1 .
( 14 ) [ ابيات ] از مج 1 .