تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
ابى طالب ، [ عليه السلام ] « 10 » ، از متطهرانست . قوله [ تعالى ] « 11 »
« إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ . »
تو اگر خود را دوست مىدارى ، دربند خود باش و اگر خداى تعالى دوست مىدارى « 12 » ، دربند دوستان حضرت مصطفى باش ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، تا بدانى كه محبّان حضرت مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، چه ملامتها كشيده‌اند و بدانى كه هيچ « 13 » درى بىملامت گشاده نمىشود . يك وجه ديگر در تأويل
« وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ »
بشنو ، باشد كه راه به بيدارى [ بيداران ] « 14 » برى . اى عزيز ، حق ، سبحانه و تعالى ، مىفرمايد كه اى محمّد ، ( ص ) « 15 »
« قُمْ فَأَنْذِرْ »
« وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ »
« وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ »
« وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ »
. يعنى مگذار كه [ امتت ] « 16 » گرفتار امل شوند و بار ايشان بر دوش خود گير و مگذار كه ايشان در خاكدان ( 1206 ) دنيا بمانند و با تو سير نكنند و امل ايشان را كوتاه گردان ، خصوص ( 1207 ) هركه به تو نزديكست و رفيق تست . از بهر آن بود كه صدّيق گليم بر دوش [ بست و ترك دنيا كرد كه گو ] « 17 » ش صدقش اين امر بشنيد .
« وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ »
گواه اين كلماتست ، و اگر حق تعالى ذكر ترك دنيا و ترك امل نفرمودى و ذكر اين جامه كردى كه بشو يا كوتاه كن ، حاجت نبودى كه فرمودى كه
« وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ »
، كه در امر آسان حاجت [ به صبر ] « 18 » نيست كه چندين هزار صوفيان صورت و [ زاهدان ] « 19 » صورت جامهء كوتاه كرده‌اند و هر روز اشنان ( 1208 ) تلف مىكنند و جامه را سفيد مىكنند و دلشان از مزبله گنديده‌ترست به جهت دوستى دنيا . اى عزيز ، حضرت خواجه ، عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات ، را حاجت به امر نيست ، كه آدم هنوز در ميان آب و گل بود كه آن حضرت ارواح را بيدار مىگردانيد . اين امر و گفت‌وگو از بهر من و تست « 20 » [ كه من و تو بيدار شويم ] « 21 » . و صلى اللّه على محمد و آله [ و سلم ] « 22 » .

[ رسالة اخرى ] « 1 » رسالهء هفتاد و دوّم

« هو الفتّاح . » فرزند عزيز سلام بخواند « 2 » و بداند كه امروز روز دوشنبه است ، معنى [ اين
هامش
( 10 ) [ عليه السلام ] از مج 1 . ( 11 ) [ تعالى ] از مج 1 . ( 12 ) « دربند خود باش . . . مىدارى » در مج 1 نيست . ( 13 ) در اصل : « در هيچ » . ( 14 ) [ بيداران ] از مج 1 . در اصل : « بيذاران » . ( 15 ) « ص » در مج 1 نيست . ( 16 ) [ امتت ] از مج 1 . در اصل : « امت » . ( 17 ) [ بست . . . گو ] از مج 1 . در اصل پاك شده . ( 18 ) [ بصبر ] از مج 1 . در اصل : « بصير » . ( 19 ) [ زاهدان ] از مج 1 . در اصل : « زهادان » . ( 20 ) در مج 1 : « از بهر آن بود » . ( 21 ) [ كه من و تو بيدار شويم ] از مج 1 . در اصل نيست . ( 22 ) [ و سلم ] از مج 1 . ( 1 ) [ رسالة اخرى ] اضافه قياسى . ( 2 ) در اصل : « سلام بخواند » را تكرار كرده .