پيدا شد ، عزازيل ( 1183 ) از حسد شيطان شد ، يعنى مريض شد . بعد از آن امر آمد و شيطان ابا كرد و چون سر از امر بتابيد ، غضب خداى تعالى [ تاختن آورد ] « 2 » . قوله تعالى :
« فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ »
« 3 » ( 1184 ) نفرمود كه عذاب عظيم « 4 » يا عذاب شديد ، از بهر آنكه عذاب اليم را دوا مىتوان كرد و آن عذابهاى ديگر دواپذير نيست و اين آيت در شأن منافقانست و ذكر و شرح اين كلمات در كتاب فتح الابواب ( 1185 ) كه ذكر فتح مكه است ، بطلب كه آيت
« قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمانُهُمْ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ »
در شأن تو نباشد .
اى عزيز ، بدان كه همه چيزى [ كه ] « 5 » خداى تعالى آفريده است [ وى ] « 6 » هر چيز از بهر قومى آفريده بلكه از بهر وقتى ديگر آفريده . تو جبرى نشو و وقت بشناس ، كه در هر وقتى چيزى ظهور مىكند و به جهت آن ظهور ، « كن فيكون « 7 » » ( 1186 ) نزول مىكند . اول در عالم ظهور شير پيدا مىشود ، بعد از آن به عمل آن را به ماست مىكنند . بعد از آن به عمل دوغ و روغن پيدا مىشود . بعضى را دوغ سزاست و بعضى را روغن . و انبياء و اولياء كه اطبّاء قلوبند امر مىكنند ، انبياء در ظاهر و اولياء در لباس ، تا دوغخوار ( 1187 ) چشم بسوى روغن [ نياورد ] « 8 » و جنس روغن ميل به دوغ نكند .
اى اخى ، هزار بار گفتم كه با اهل شرع مىبايد بودن و متابعت انبياء مىبايد كردن يا مردهء پيرى دانا « 9 » مىبايد شدن و اگر ازين هر دو يكى قبول نمىكنى .
« فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً »
در كارست ، اگر خواهى و اگر نخواهى . بدان كه [ بصيران ] « 10 » اهل « 11 » قلوب از بهر آن سستقدمان را نصيحت نمىكنند كه در حسد و لجاج فرورفتهاند و زهر غضب الهى در دل ايشان كار مىكند . حاجت نيست كه اهل حق را « 12 » آزار خود دهند ، از بهر آنكه قلم نبوّت شكسته شده است و حقيقت حال كار خود مىكند . غرض آنكه گوش [ به لوندانى ] « 13 » كه دم از تصوف مىزنند مكنيد ، كه اكثر سستقدمان سر به حلقهء صوفيان مىدارند و حقيقت احوال ندانسته جبرى مىشوند . گفتم : اگر مىخواهى كه عذاب جاويد نكشى ، قدم از جادهء شرع بيرون منه و اگر تجاوز مىكنى ، هادىاى پيدا كن و در قدم او باش ( 1188 ) كه طريق اهل محبّت نه راه آسانست . صد هزار خوشطبعان و صاحبحسنان درين وادى گم شدهاند و در بيابانها همچون غول مىگردند ( 1189 ) كه شهد نصح پيران نوش نكردهاند و [ زهر ] « 14 » ناقصان و طفلان به رغبت فروبردهاند و عذاب مىكشند و خواهند كشيد . حوالت تمامى اين معرفت به كتاب فتحالابوابست ، در آنجا طلب كن . و صلى اللّه على محمد و آله و سلم .
هامش
( 2 ) [ تاختن آورد ] از مج 1 .
( 3 ) در اصل و مج 1 : « عذاب عظيم » .
( 4 ) « نفرمود كه عذاب عظيم » در مج 1 نيست .
( 5 ) [ كه ] از مج 1 .
( 6 ) [ وى ] از مج 1 . در اصل : « ولى » .
( 7 ) تصحيح قياسى . در اصل و مج 1 : « كن مكن » .
( 8 ) [ نياورد ] از مج 1 . در اصل : « نياورده » .
( 9 ) در مج 1 : « پير دانا » .
( 10 ) [ بصيران ] از مج 1 . در اصل : « بصير » .
( 11 ) « اهل » در مج 1 نيست .
( 12 ) « را » در مج 1 نيست .
( 13 ) [ بلوندانى ] از مج 1 . در اصل : « بلوندان » .
( 14 ) [ زهر ] از مج 1 . در اصل نامشخص .