دل [ ندارد ، و چون راه به دل ] « 7 » نمىبرد ، ميل به گوش و زبان مىكند . به جهت آن ، علماى صورت به قال و قيل مىافزايند « 8 » و تلقين اهل محبّت از دل بيرون مىآيد . و چونكه از دل بيرون آيد « 9 » ، گواه آن معرفت چشمست .
اى اخى ، چشم و دل مكان و نظرگاه محبّت خداست و گوش و زبان گذارگاه كلامست .
شرح اين كلمات در كتاب مصباح كه مولود [ نامهء ] « 10 » حضرت سيّد انبياء و اولياست بطلب .
رباعيه :
زنجير مَحبّت كه دليل دل ماست * آيات الهيست كه در منزل ماست .
اى جان پدر فقير درويشان باش * كاينست حياتى كه در آب و گل ماست .
و صلى اللّه على محمّد و آله [ و سلم ] « 11 » .
رسالة اخرى رسالهء شصت و هفتم
اى عزيز ، بدان كه اجسام بنىآدم به مثال [ حجرهها ] « 1 » آفريدهاند و اين [ حجرهها ] « 1 » و [ دريچهها ] « 2 » دارند و روزنهها و خيالات در آن حجرات در جنبشند به مدد نظر رحمت الهى يا به مدد نظر محبّت پروردگار يا به مدد نظر غيرت فردانيّت ( 1164 ) . هر قوم كه به مدد رحمت الهى در حركاتند ، شيطان دخل ( 1165 ) در خيال ايشان مىسازد و اين قوم را بىحيا مىگرداند و اين قوم خوى بازاريان و احشام ( 1166 ) برمىگيرند ، بلكه خوى حيوان مىآموزند ، بلكه قدرتى چند دارند در معصيت كه حيوانات ندارند « 3 » . قوله تعالى :
« أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ »
( 1167 ) . و آن قوم كه به مدد نظر محبّت پروردگار در حركت مىآيند ، اگر [ دريچههاى ] « 4 » حجرات و روزنههاى حجرات دل و جان به روى خيالات خود ببندند و به خيالات غير مشغول نشوند ، نظر عشق صرف در پى آن نظر محبّت درآيد و آن قوم را شناسا گرداند به اسرار كلّى ، و خوف مردوديشان نماند . قوله تعالى :
« أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ . »
و اگر آن نظر محبّت در صرف نمايش خود و راحت خود سازند تا مقبول شوند و خوى شيطان برگيرند و شيطان ايشان را يارى دهد و در چاه اسفلشان اندازد و خود دور [ باستد ] « 5 » و ريشخندشان كند . قوله تعالى :
« وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا
هامش
( 7 ) [ ندارد . . . بدل ] از مج 1 .
( 8 ) در مج 1 : « ميفزايند » .
( 9 ) « و چونكه . . .
آيد » در مج 1 نيست .
( 10 ) [ نامه ] از مج 1 .
( 11 ) [ و سلم ] از مج 1 .
( 1 ) [ حجرهها ] از مج 1 . در اصل : « حجرها » .
( 2 ) [ دريچهها ] از مج 1 . در اصل نامشخص .
( 3 ) در مج 1 : « بلكه قدرتى چند دارند كه در حيوانات در معصيت » .
( 4 ) [ دريچههاى ] از مج 1 . در اصل نامشخص .
( 5 ) [ باستد ] از مج 1 . در اصل : « باشد » .