تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
آدم ( 1078 ) و عيسى ، عليهما السلام ، تا تو [ نپندارى ] « 7 » كه از نفس پيدا مىشوند . اگر مىخواهى كه محرم اهل حق شوى ، ترك خود نمائى كن و نيست [ شو ] « 8 » . و بدان كه آنها كه در خلوت مىنشينند و خود را مشهور مىكنند بيگانگان حضرت حقند ، و اگر چنان نيست ، چرا خلق با ايشان آشنائى مىتوانند كرد ؟ جاى سؤالست كه ناقصان و اهل نفس و اهل حجّت اين [ دليل ] « 9 » خود ساخته‌اند و دوستى با خلايق مىكنند ، كه حديثست كه حق تعالى هر كرا دوست دارد دوستى و محبّت خود در چشمه‌هاى آب نهد تا خلايق آن آب بخورند و با آن شخص دوستى كنند ( 1079 ) . اى اخى ، چنينست و ليكن اين نظر در منزل اولست . حق ، تعالى ، امتحان مىكند آن بنده را و مىبيند كه به خلق مشغول مىشود يا « 10 » به حق . اگر دوستى كنند خلق با او و او نيز خلق را از براى خداى تعالى دوست دارد ، صفت انبياست و مردود نشود ، و اگر دعوت از براى خود كند ، ضايع شود و با خلايق به دوزخ رود . و اگر شرح اين كلمات خواهى كه نيك بدانى ، كتاب مصباح ( 1080 ) كه ذكر مولود ( 1081 ) حضرت سيّد ولد آدمست مطالعه كن . و السلام « 11 » . رباعى « 12 » :
زنهار چو كور بر سر راه نشين ، * هم بر سر راه نيز آگاه نشين .
ور زانكه هواى خودپرستى دارى ، * كَهدان ( 1082 ) بگُزين و خوش در آن كاه نشين .
[ ايضا : ] « 13 » زان ( 1083 ) نفسِ سگت هواى كهدان دارد * كاين جيفه به پاى « 14 » و دست [ و ] « 15 » دندان دارد . ( 1084 )
كَهدانست جهان [ و اهل ] « 16 » او جمله كِلاب ، * پس كيست ، بگو ، كه خوى انسان دارد ؟
آن كس كه هواى روى جانان دارد * مخمور صفت نظر به پيمان ( 1085 ) دارد .
دهليزِ ( 1086 ) خرابات به مژگان رُوبد * تا بتواند كه گنج پنهان دارد .
اى اخى ، به عزّت حضرت محمّد مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، كه اگر خدمت سگكى ( 1087 ) گرگين ( 1088 ) كنند ، به نزد خداى تعالى هزار بار بهتر است از آن كه در بيت الحرام روند و منزوى شوند . و صلى اللّه على محمّد و آله و سلم .

رسالة اخرى رسالهء پنجاه و نهم

اى طالب معرفت الهى ، بدان كه حقّ ، تعالى مشتاق بندگان خودست . بنىآدم از غفلت محروم دولت وصالند . حكايت : روز شنبه آخر ماه جمادى الاول سنه سبع و ستّين و ثمانمائه ( 1089 ) ، شخصى
هامش
( 7 ) [ نپندارى ] از مج 1 . در اصل نامشخص . ( 8 ) [ شو ] از مج 1 . در اصل : « شود » . ( 9 ) [ دليل ] از مج 1 . ( 10 ) در مج 1 : « و يا » . ( 11 ) « و السلام » در مج 1 نيست . ( 12 ) در مج 1 : « رباعيه » . ( 13 ) [ ايضا ] از مج 1 . ( 14 ) در مج 1 : « به پا » . ( 15 ) [ و ] از مج 1 . ( 16 ) [ و اهل ] از مج 1 .
مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 220 | پير جمال الدين محمد اردستانى / حسين انيسى پور