« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ »
بر ميّت صورت مىخوانند و حقيقت اين آيت در شأن تبديليافتگانست .
رباعيه :
اين آيتِ عشقِ صرف در شأن منست « 3 » * زانرُو كه طريقِ درد ميدان منست .
آن عرصه كه عقل و علم درمىماند « 4 » * در چشم من آ ، ببين كه ايوان منست .
رسالة اخرى رسالهء پنجاه و ششم
در معنى « الفقر افضل من الغنى » ( 1072 ) . يك فضيلت فقر آنست كه حضرت خواجه ، عليه افضل الصلوات و اكمل التحيّات ، مىفرمايد كه « الفقر فخرى » ( 1073 ) و فضيلت فقر را اين سند بسست . از بهر فقيران طالب يك وجه بگويم تا خوشدل باشند .
اى عزيز ، تحقيق بدان كه بهترين كسبها كه اهل عالم مىكند زراعتست و تجارت و اين دو قوم اگرچه نفع به خلايق مىرسانند ، از بهر ظالمان و ميراثخواران در كارند و چون ظالمان را قوت مىدهند ، سود اخروى نمىيابند ، بلكه زيانكار مىشوند و فقرا كه به اختيار دست از دست دنيا بداشتند ، شريك معصيت نيستند و به خلق و رفق چيزى از اهل دنيا نمىستانند تا اسباب خير شود و آنها را به عالم فقرا آورند . و السلام « 5 » .
رسالة اخرى رسالهء پنجاه و هفتم
اى عزيز « 6 » ، [ تحقيق ] « 7 » بدان كه داخل سلاطين شدن كار آسان نيست . اوّل طهارت مىبايد كردن تا روى به قبله توان آورد . بدان كه طهارت سه قسمست : طهارت اهل شريعت آنست كه دست و روى از افعال و كسب بشويد و روى « 8 » به قبله آرد و دلش مشغول دنيا باشد ؛ و طهارت اهل طريقت آنكه دست از دنيا بشويد و به آخرت مشغول شود و [ دلش ] « 9 » همچنان « 10 » [ به خيال ] « 11 » بهشت مشغول باشد ؛ و طهارت اهل محبّت آنست كه دست از خود بشويد ، چه جاى دنيا و آخرت ، و روى به دوست آرد .
هامش
( 3 ) در مج 1 : « در جان من است » .
( 4 ) در مج 1 : « در مىمانند » .
( 5 ) از « اى عزيز تحقيق . . . فقرا آورند . و السلام » در مج 1 نيست .
( 6 ) « اى عزيز » در مج 1 نيست .
( 7 ) [ تحقيق ] از مج 1 . در اصل نيست .
( 8 ) در اصل : « و روى » تكرار شده .
( 9 ) [ دلش ] از مج 1 . در اصل ناخوانا .
( 10 ) « همچنان » در مج 1 نيست .
( 11 ) [ به خيال ] از مج 1 . در اصل نيست .