بازآورد و « 27 » شايد كه آن كس كه [ تو ] « 28 » پيش او خبث و غيبت « 29 » كسى كرده [ باشى ] « 30 » آن شنونده بميرد يا به ملكى ديگر رود و غيبتكننده خواهد كه توبت « 31 » كند بىحضور آن غيبت شونده « 32 » .
خواه در حضور خصم و خواه در خلوت « 33 » ، پيش « 34 » خداى تعالى آن توبت « 35 » قبول نيست و محالست كه به توبت بىآنكه او را حاضر [ كنى ] « 36 » ، [ تو ] « 37 » از آن گناه خلاص « 38 » [ توانى ] « 39 » يافت ، خواه در دنيا و خواه در آخرت ، كه اين گناه زادهء حسدست .
اى اخى « 40 » ، زنهار و صد زنهار كه [ بپرهيز ] « 41 » از قومى كه از حسد غيبت كنند و فرصت نگهدار و خود را هلاك مكن كه هر وقت كه مسكينى ، فقيرى ، داعيه دارد كه پيش درويشى رود و احوال راه [ بپرسد ] « 42 » ، اى بدبخت بىدولت ، و « 27 » تو او را به حسد از راه بيندازى . از يكى تا هزار هر يك خونيست كه كرده باشى . قوله تعالى :
وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ
« 43 »
إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ »
( 1061 ) ، و تأويل اين آيت در كتاب شرح الكنوز بطلب . و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و سلم « 44 » .
رسالة اخرى رسالهء پنجاه و سوّم
اى عزيز ، بدان كه هركه اسراف كند ، مقبوض و دلتنگ شود و طبيب روى از او بگرداند و داروى تلخش فرمايد تا صحّت يابد . هركه در توانائى قناعت كند ، منّت طبيب نكشد و محزون نباشد ، بلكه طبيب تجربه ازو فرا گيرد . و شخص مىبايد كه در همه حال بر نفس خود قادر باشد تا حاجتش به توبه نباشد . تأويل اين حكايت در كتاب كشف الارواح ( 1062 ) طلب كن تا بدانى كه در آخرت انبياء « 1 » به چه سبب « نفسى نفسى » مىگويند « 2 » و حضرت خواجه ، صلى اللّه عليه و آله
هامش
( 27 ) « و » در مج 1 نيست .
( 28 ) [ تو ] از مل . در اصل ، مج 1 و مج 2 نيست .
( 29 ) « و غيبت » در مل نيست .
( 30 ) [ باشى ] از مل . در اصل و مج 1 : « باشد » . در مج 2 : « باشند » .
( 31 ) در مج 1 : « توبه » .
( 32 ) در مل : « ديگر رود و تو خواهى كه توبه كنى بىاو اين توبهء تو » .
( 33 ) در مل : « خواه پيش خصم تو باشد و خواه در خلوت » .
( 34 ) در مج 2 : « نزد » .
( 35 ) « آن توبت » در مل نيست .
( 36 ) [ كنى ] از مل . در اصل ، مج 2 و مج 1 : « كند » .
( 37 ) [ تو ] از مل .
( 38 ) در مج 1 : « خلاصى » .
( 39 ) [ توانى ] از مل . در اصل ، مج 1 و مج 2 : « تواند » .
( 40 ) در مل و مج 2 : « اى عزيز » .
( 41 ) [ بپرهيز ] از مج 1 و مج 2 . در اصل و مل : « پرهيز » .
( 42 ) [ بپرسد ] از مج 1 و مج 2 . در اصل و مل : « پرسد » .
( 43 ) در مل و مج 2 : « من » .
( 44 ) در پايان نسخهء مل : « تم الكتاب بعون اللّه و حسن توفيقه وقت العصر اليوم الخميس الحادى عشر من جمادى الاولى سنه ست و ستين و ثمانمائة الهجرية النبوية المصطفوية و الحمد للّه رب العالمين حمد الشاكرين و الصلاة و السلام الأتمّان الأكملان على خير خلقه و مظهر حبّه و مظهر لطفه محمد و آله الطيبين و عترته الطاهرين . در پايان نسخه مج 2 : « و الحمد للّه رب العالمين و صلى اللّه على خير خلقه محمّد و آله و صحبه اجمعين و سلم تسليما دائما كثيرا تم .
( 1 ) « انبياء » در مج 1 نيست .
( 2 ) در مج 1 : « گويند » .