تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
و سلم « 13 » .

رسالة اخرى « 1 » رسالهء چهل و پنجم

قال النبى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم : « لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب و لا نبى مرسل . » حضرت مصطفى « 2 » ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، مىفرمايد كه وقتيست مرا « 3 » با حضرت حق « 4 » كه ملك مقرّب و نبى مرسل در آن وقت « 5 » در نمىگنجد ، يعنى وقتى در من در مىآيد كه با تمام اشياء رحمت مىكنم و امر و نهى هيچ شىء در خاطر من درنمىآيد كه همه را در مقام خود استقامت يافته مىبينم . و گواه اين حالست كه [ حضرت ] « 6 » حق ، سبحانه و تعالى ، مىفرمايد [ كه ] « 7 »
« وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى »
كه سلطان المحققين ، پير مرتضى على صوفى اردستانى در معنى اين « 8 » چنين فرمود كه آخرت در آن حال بود كه حضرت خواجه ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، چند روز فرمود كه جبرئيل نيامد و منافقان طعنه زدند ( 1030 ) .
« خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى »
در آن وقتست و نكته‌هاى غريب درين حال هست و در شرح كنز اشارت بدان رفته . و در شب يكشنبه آخر رجب [ المرجب ] « 9 » سنهء اربع و ستّين و ثمانمائه ( 1031 ) [ ندائى ] « 10 » شنيدم كه از عالم غيب آمد كه جميع انبياء ، صلوات اللّه عليهم اجمعين ، چون به مقامى رسيدند كه ملك يعنى جبرئيل بر ايشان منكشف شد ، درين حال كبريائى در ايشان پيدا شد ، الّا سرور فقرا ، محمّد مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، كه گفت : « اللّهمّ أحينى مسكينا » . پس اين معنى محكم شد كه « لى مع اللّه وقت » يعنى مرا وقتى باشد « 11 » كه ذات را در همهء ذرّات مىبينم و آن وقتى باشد كه عاشق خشنود باشد [ به جمال ] « 12 » دوست و هيچ خواهش در دل عاشق نباشد و معشوق در همه ذرّات با كمال هستى پيش عاشق سجود آورد . تمامى معنى « لى مع اللّه وقت » آنست كه مرا مادام وقتيست كه در آن وقت جبرئيل و رسالت درنمىگنجد .
« وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى »
اين معنى دارد . « و الحمد للّه ربّ العالمين » « 14 »
هامش
( 13 ) در مج 1 : « و صلى اللّه على محمد و آله و سلم » . « و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و سلم » در مل نيست . ( 1 ) « رسالة اخرى » در مج 2 نيست . در مل : « رساله » . ( 2 ) در اصل : « حضرت حضرت مصطفى » . ( 3 ) در مج 1 : « مرا وقتى است » . ( 4 ) « با حضرت حق » در مل نيست . ( 5 ) « در آن وقت » در مل نيست . ( 6 ) [ حضرت ] از مج 1 و مج 2 . ( 7 ) [ كه ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل نيست . ( 8 ) در مل : « آن » . ( 9 ) [ المرجب ] از مج 1 ، مج 2 و مل . ( 10 ) [ ندائى ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « بدايى » . ( 11 ) در مج 1 : « است » . ( 12 ) [ بجمال ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل : « بوصال » . ( 14 ) در مج 2 : « و صلى اللّه على محمد و آله و سلم » .