تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
صلى اللّه عليه و آله و سلم ، استقامت يافت و در بعضى « 5 » انبياء متحرك مىشد و مستقيم نمىگشت « 6 » و « 7 » در حضرت خواجه ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، قرار گرفت و اين سرّ بر مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، غلبه نكرد ، بلكه « 8 » مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، بر آن « 9 » غالب گشت و از ديوانگى محفوظ ماند « 10 » كه ولى نبىّ بود . و چهل « 11 » سال عظمت عشق در زاويهء عصمت و طهارت نگاه داشت . لا بد چون ناطق [ شد ] « 12 » ، اين آيت در بيان حال او نازل شد كه
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى »
، كه عشق فرمان‌بردار آن سيّد عالميان شد ؛ از آن جهت از بلاى دل سير نمىگشت « 13 » . اهل صورت [ پندارند ] « 14 » كه بلا از خلق مىديد . تو اين لذّت وقتى بيابى كه معشوق عاشق تو شود و عشق در فرمان تو باشد . اگر اين سخنان در گوش تو [ در ] « 15 » نيايد ، عجب نباشد كه نرگس جادوى آن دل‌فريب بر تو غمزه نزد . تو چه دانى كه چه « 16 » سرها در بلاى محبّتست ؟ و چون اين بلا و ملامت سير « 17 » در انبياء تمام [ كرد ] « 18 » ، در حضرت امام الاتقياء « 19 » ، على مرتضى به خدمتگارى سر بنهاد ( 1014 ) و شادمان شد ، كه مقام خود ديد . و چون آن جام از آن مى حيات [ كلى ] « 20 » يافت ، مىخواست كه اولاد و احباى « 21 » او « 22 » [ را ] « 23 » از آن [ جام ] « 24 » نصيبى [ باشد ] « 25 » . رجوع به حضرت انيس غربا و ساقى اهل بلا و شمع شبستان مشهد فنا حسين كربلا فرمود و اين دولت به وى ارزانى داشت « 26 » . و اين زمان از جام مالامال آن ساقى دوران اهل ملامت شراب محبّت مىنوشند . نقلست كه هر كه رنجى و بلائى صورى داشتى و [ حاجتى مىخواستى ] « 27 » به زيارت نجف ( 1015 ) مىشد و از روح حضرت شاه نجف ، امير المؤمنين على ، عليه السلام « 28 » ، حاجتش روا مىشد . يك نوبت به عادت هرساله « 29 » جماعتى « 30 » رفتند و حاجتشان روا نشد . يكى از آن قوم در خواب ديد كه حضرت سيّد عالميان محمّد ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، فرمود كه آنچه در زيارت امير بر شما كشف مىشد ، حوالت به امير المؤمنين حسين است « 31 » . بدان جانب رفتند . در حال نابينا بينا گشت و اين نقل صحيحست . و تا تو از خود تبرّا نكنى واقف اين رمز نشوى ، كه اين سرّ عشقست و به گفت « 32 » وگو راست نيايد . و السلام .
هامش
( 5 ) در مل و مج 2 : « بعض » . ( 6 ) در مل : « نمىشد » . ( 7 ) « و » در مل نيست . ( 8 ) در مل : « و » . ( 9 ) در مج 1 : « بر او » . در مل نيست . ( 10 ) در مل : « و ديوانه نشد » . ( 11 ) در مج 1 : « چهل » . ( 12 ) [ شد ] از مج 1 ، مج 2 و مل . ( 13 ) در مل و مج 2 : « نمىشد » . ( 14 ) [ پندارند ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل نامشخص . ( 15 ) [ در ] از مل . در اصل ، مج 1 و مج 2 نيست . ( 16 ) « چه » در مج 1 نيست . ( 17 ) در مج 1 ناخوانا . ( 18 ) [ كرد ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « گردد » . ( 19 ) در مج 1 : « امام المتقين » . ( 20 ) [ كلى ] از مج 1 . در نسخه‌هاى ديگر : « كل » . ( 21 ) در مل : « احبا » . ( 22 ) « او » در مل نيست . ( 23 ) [ را ] از مج 1 . ( 24 ) [ جام ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل : « شربت » . ( 25 ) [ باشد ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل : « يابند » . ( 26 ) در اصل : « رجوع به حضرت فرمود و اين انيس غربا و ساقى اهل بلا و شمع شبستان مشهد فنا حسين كربلا و اين ارزانى داشت » . ( 27 ) [ حاجتى مىخواستى ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « حاجتش خواستى » . ( 28 ) « عليه السلام » در مل نيست . ( 29 ) در مل : « بر عادت هرساله » . در مج 2 : « عادت هر سال » . ( 30 ) در مج 1 : « جمعى » . ( 31 ) در مل : « حوالت بحسين است » . ( 32 ) در مل : « و در گفت‌وگو » .