بطلب . « و الحمد للّه ربّ العالمين » « 30 » .
رسالة اخرى « 1 » رسالهء سى و نهم
بدان كه چون دولت الهى همراه [ سالك ] « 2 » طالب باشد ، اوّل حال « 3 » نورى از آتش محبّت كه آن را عشق مجازى ( 1008 ) [ خوانند ] « 4 » ، در سالك پيدا شود « 5 » [ و ] « 6 » به نظر پير دانا پرورده شود و در [ او ] « 7 » مشرب ( 1009 ) حكمت پيدا شود به تقويت « 8 » تقوى و پاكى « 9 » . پس اين شخص حكيمى باشد بينا . بعد از آن ، نور رسالت در جان او تابد [ و ] « 10 » گويا شود [ و ] « 10 » چون نور ولايت در حكمت قرار گرفت و از عالم غيب بينا شد و به محل خود گويا شد ، عشق حقيقى ( 1010 ) تاختن آرد و حكمت و رسالت را استقامت دهد . بعد از آن شخص را عارف گويند در همه عالمها ، يعنى شريعتش بكمال ( 1011 ) باشد و طريقتش منوّر باشد كه جانب حكمت بيند و در بحر حقيقت سير تواند كرد كه « 11 » غرق نشود و حيات جاويد درين حال باشد . و هركه بدين حال مشرّف شود ، ارواح انبياء و اولياء آرزومند ديدار او باشند . و ليكن « 12 » تحمل بسيار مىخواهد در اوّل حال تا حكمت قرار گيرد ، كه هرجا كه تحمل پيدا شد ، گنج حقيقى مكان يافت . و السلام « 13 » .
رسالة اخرى « 14 » رسالهء چهلم
قال النبى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم « 15 » ، « البلاء موكّل بالانبياء ثمّ الاولياء ثمّ الامثل فالامثل . » بلا محبّت و عشق قديمست و روى در محدث ( 1012 ) دارد و در محدث سر قديم هست و آن اسرار در جان انبياء و اولياء سر برمىزند . و در شرح الكنوز گذشته است معنى
« إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ »
( 1013 ) الى آخره « 16 » ، و الّا اين بلا كه عشق كلّست در جان حضرت سيّد [ انبياء ] « 17 » و اولياء ،
هامش
( 30 ) در مج 2 : « و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و سلم » .
( 1 ) « رسالة اخرى » در مج 2 نيست . در مل : « رساله » .
( 2 ) [ سالك ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل نيست .
( 3 ) « حال » در مج 1 نيست .
( 4 ) [ خوانند ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « خواهند » .
( 5 ) در مج 1 : « پيدا آيد » .
( 6 ) [ و ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 7 ) [ او ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل : « آن » .
( 8 ) در مج 1 : « و به تقويت » .
( 9 ) در مج 1 : « پاكى و تقوى » .
( 10 ) [ و ] از مج 1 .
( 11 ) در مل : « و » .
( 12 ) در مل : « و الا » .
( 13 ) در مل : « و الحمد للّه رب العالمين » .
( 14 ) « رسالة اخرى » در مج 2 نيست . در مل : « رساله » .
( 15 ) در مج 1 : « حديث » .
( 16 ) در مج 2 : « بجاى « الى آخره » : « و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران على العالمين » .
( 17 ) [ انبيا ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل ناخوانا .