مخفيست ، همچنانكه در آخرت وعده دادهاند « 41 » ، هويدا مىبيند . اگر عقل فضول تو از ميان برود ، همان بينى كه هست در نظر اهل حال .
اى اخى ، حضرت شاه اولياء « 42 » و پيشواى اتقياء ، امام الموحّدين ، على مرتضى ، عليه السلام ، مىفرمايد كه اين لطافت حق « 43 » كه من در روى دوست اين زمان مىبينم « 44 » ، در آخرت اهل حق همين بينند . و اين فقير مىگويد كه شخص چون به عشق بينا شد ، جمال حق در معنى معشوق انسانى چنان بيند كه در قيامت كبرى ( 994 ) اهل حق بينند و اين حال درنيابى تا تو باشى ، چنان كه در اوّل رساله گفته شد « 45 » . هرگه كه تو بدانى كه « طه » ( 995 ) و « و الضّحى » ( 996 ) چه معنى دارد ، بدانى كه اين فقير چه مىگويد ، و الّا تو گرفتار خودى . چه دانى كه آن ترك دلفريب هر روز چه غمزه بر جگر ريش مىزند « 46 » و در نيمشبان چه نور مىافروزد كه عين اليقين را ازو روشنائى مىرسد و استقامت مىيابد ، و چه قهر و لطف از سر تا قدم آن شمع جانسوز دلفروز به ظهور مىپيوندد و خود از خود حيات مىيابد تا در صحراى حقيقت [ اسب ] « 47 » مراد به جولان آورد و از مقام صدق به حرم توحيد رسد و در سراپردهاى كه مشهور به جسم [ آدميست ] « 48 » ، حق را از حق در خود مشاهده كند به جمال انسان كه مرآت الهيست . و تو اين اشارت را گزاف پندارى ، چرا كه هرگز در دارالشفاى ( 997 ) عشق نرفتى و سلسلهداران محبّت ( 998 ) را دربند كمند زلف آن دلبر عيّار نديدى و يك چند در خرابات عاشقان با مغبچگان كه زنّار ترسائى ( 999 ) در گردن انداخته « 49 » باشند ، به سر نبردى و به نظر ايشان خدمت شايسته نكردى . عجب نباشد كه فهم عين اليقين نكنى .
يعنى طالب و مطلوب يكيست و اين جام در دورست و تو بىخبر از حال مستان كوى عشق . و اگر خواهى كه شرح اين معناى به تفصيل « 50 » بدانى ، در كتاب شرح كنز الدقائق توان ازين سخنان لذّت يافتن . و « باللّه التوفيق » ( 1000 ) ، و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و سلم « 51 » .
رسالة اخرى « 1 » رسالهء سى و هشتم
قوله تعالى :
« وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها »
( 1001 ) . و « 2 » قوله ، عزّ و علا :
« يا بُنَيَّ ،
هامش
( 41 ) در مل : « نشان مىدهند » .
( 42 ) در مج 1 : « ولايت » .
( 43 ) « حق » در مج 1 نيست .
( 44 ) در مج 1 : « كه در روى دوست من اين زمان مىبينم » .
( 45 ) در مل : « ذكرش رفت » .
( 46 ) در مج 1 : « دلفريب چه غمزه مىزند » .
( 47 ) [ اسب ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل :
« است » .
( 48 ) [ آدميست ] از مل . در اصل و مج 1 : « آدم است » . در مج 2 : « آدم » .
( 49 ) در مل و مج 2 : « آويخته » .
( 50 ) « بتفصيل » در مل نيست .
( 51 ) در مج 1 و مج 2 : « و صلى اللّه على محمد و آله و سلم » . « و صلى اللّه . . . سلم » در مل نيست .
( 1 ) « رسالة اخرى » در مج 2 و مل نيست .
( 2 ) « و » در مج 1 نيست .