تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
عين اليقين آن باشد كه « 20 » سالك حقيقت الهى در كلام محمّد ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، در باطن پير زمان ببيند « 21 » ، يعنى قدرت حق و حركات انبياء در صفات صاحب كمال زمان مشاهده نمايد « 22 » و هيچ دغدغه‌اى « 23 » در دل آن طالب صادق پيدا نشود . يعنى ربوبيّت ( 989 ) حق در شفقت انبياء ببيند و [ رحمت ] « 24 » انبياء در [ جمال ] « 25 » جهان‌آراى پير ببيند « 21 » و پايش نلغزد و مستقيم احوال شود و اين حالت كه گفتم درو مخفى باشد و راه به حال خود نبرد ، از بهر آنكه در آن حال خود را نمىبيند . فأما « 26 » حق ، تعالى ، او را پرورش مىدهد ، [ چنان كه ] « 27 » او نمىداند دوستى حق با اوست كه او را ديدهء يقين روشن شده است . يعنى ديدهء سر او سر بيند و به نزد عين اليقين هر دو يكيست . چون [ غطا ] « 28 » نماند ، جملهء ذرّات بجاى خود بيند . اين مقام عين‌اليقينست و اهل طريقت بايد كه اين حالش باشد . آمديم در بيان حق اليقين . زمانى عاشق بايد بودن بر جمال مهرويان تا اين رمز دريابى كه اين مقام اهل صورت نيست . اين ميدان شهسواران چالاكست كه مدّتى « 29 » مديد با مجرّدان مفرد به سر برده باشند و با اهل خيال بكلّى ننشسته باشند و فعل يفعل و نصر ينصر ( 990 ) نشنيده باشند و با سرهنگان كوى عشق عاشقى كرده باشند . چون اين قول « 30 » بشنوند ، خوش‌دل شوند و « 31 » البته در سماع آيند . اكنون بشنو ، باشد كه عاشق گردى و اين دولت دريابى . اى عزيز ، حقّ اليقين آن باشد كه در شريعت جمال اهل طريقت ببيند و در طريقت آفتاب « 32 » جلال حقيقت برو تابد . از تقويت شريعت راه به طريقت برد و از نور طريقت كمال حقيقت دريابد و مستغنى شود و رضاى حق و صفاى محمّدى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، در خود ببيند و هيچ متغير نشود و بنده‌وار زيست كند و گردنكش و جبّار نشود . بعد از آن ، احوال مرگ برو « 33 » روا نباشد و [ حاجتش به ترقى ] « 34 » ديگر « 35 » نباشد ، و ليكن « 36 » در وجود مبارك او اسرار الهى لحظه‌به‌لحظه سر برزند و بر سر عالمان نثار شود . [ چون اين مرتبه يابد ، آئينه‌اى البته ] « 37 » خواهد كه جمال خود را « 38 » مشاهده كند و ذرّات را بواسطهء « 39 » آن نظر فايده بخشد . و معنى « لو كشف الغطاء ما ازددت « 40 » يقينا » كه مراد حضرت ترك ولايتست ( 991 ) كه عشق قديمست ( 992 ) ، آنست كه به چشم ولايت رؤيت حقيقى در جمال معشوق مىبيند . يعنى عاشق كامل آن لقاء ( 993 ) بارى تعالى كه جماعت زهّاد حقيقت در آخرت خواهند ديد به ديدهء عشق ، آن زمان كه در لباس بشرى
هامش
( 20 ) در مج 1 : « عين اليقين آنكه » . ( 21 ) در مج 1 و مج 2 : « بيند » . ( 22 ) در مج 1 ، مج 2 و مل : « كند » . ( 23 ) در نسخه‌هاى ديگر : « دغدغه » . ( 24 ) [ رحمت ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « زحمت » . ( 25 ) [ جمال ] از مل و مج 2 . در اصل و مج 1 : « حال » . ( 26 ) در مل : « و الا » . ( 27 ) [ چنان كه ] از مج 1 و مل . در اصل و مج 2 : « چنانچه » . ( 28 ) [ غطا ] از مج 1 ، مج 2 و مل . ( 29 ) در مل : « مدت » . ( 30 ) در مل : « ذكر » . ( 31 ) « و » در مل نيست . ( 32 ) « آفتاب » در مل نيست . ( 33 ) در مل : « مرگ باحوال او » . ( 34 ) [ حاجتش بترقى ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل ناخوانا . ( 35 ) « ديگر » در مل نيست . ( 36 ) در مل : « و الا » . ( 37 ) [ چون اين . . . البته ] از مج 1 . در اصل : « البته چون رتبه آيينه » . در مل و مج 2 : « چون اين مرتبه حاصل شود البته آينه » . ( 38 ) در مل و مج 2 : « خويش را » . ( 39 ) در مل : « به بركت » . ( 40 ) « ما ازددت » از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « مزددت » .