« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ »
، كه بيشتر سالكان كه بىپير [ به عشق ] « 7 » [ مجاز رسند به خود مشغول شوند و هلاك گردند كه حق در كسوت انسانى نبينند و بىادبانه در معشوق ] « 8 » نگاه كنند و حيات خود را « 9 » دربازند . « نعوذ باللّه من ذلك « 10 » » .
رسالة اخرى « 1 » رسالهء سى و ششم
بدان كه نفس حضرت سيّد كائنات و خلاصهء موجودات « 2 » ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، مسلمان بود . [ از آن بود ] « 3 » كه ملك مقرب ( 970 ) مىنمود و بشريت داشت ، زيرا كه مرسل بود و با بشر كار داشت . و هرگاه كه مىخواست كه از خلق و از صحبت نفس بشرى احتراز كند توانست ، كه
« لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ »
( 971 ) در حق آن سيّد ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، بود [ و ] « 4 » چون به قرب ( 972 )
« أَوْ أَدْنى »
( 973 ) مىرسيد ، نفس او درو گم مىشد . يعنى نفس او كه عقل اوست شنوا و بينا بود . از [ آن ] « 5 » افضل اولين و آخرينست كه داناى عالمهاى صورت و معنيست و نفس محمّدصفتان چنين باشد كه ايشان را شريعت و طريقت باشد و واقف حقيقت باشند و در آن وقت شريعت و طريقت ايشان باشد و الّا در حقيقت ننمايد . و تا تو بدين مقام نرسى ، محالست كه اين سرّ بدانى . و نفس ابراهيم « 6 » [ خليل ، عليه السلام ، ] « 11 » بشريّتش غالب بود و ملكى درو زنده نبود و الّا تسليم بود . از بهر آن خواب ديد و تعبير آن ندانست . و جميع انبياء كه خواب [ مىديدند ] « 12 » اين حال داشتند . چون ابراهيم « 6 » ، عليه السلام ، حرارت عشقش غالب بود ، ملكيّتش ( 974 ) [ به صورت ] « 13 » آتش [ نمرود ] « 14 » ( 975 ) تجلّى زد بر جان او . پس كثافت نفس او به صفت حيوان بنمود ؛ به ارادت بكشت نه به ملامت . حق ، سبحانه و تعالى ، تحسين فرمود ابراهيم « 6 » [ را ] « 15 » ، عليه السلام ؛ يعنى آن وقت كه در خواب مأمور شد [ به قربان ] « 16 » [ اسحاق ] « 17 » ( 976 ) كه نفس ناطقهء ( 977 ) او بود [ و ] « 18 » چون خليل ( 978 ) تعبير نكرد ، مىخواست كه فرزند را « 19 » قربان
هامش
( 7 ) [ بعشق ] از مج 1 و مج 2 . در اصل : « عشق » .
( 8 ) [ مجاز رسند . . . در معشوق ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 9 ) « را » در مج 1 و مج 2 نيست .
( 10 ) در مج 2 : « و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و سلم » اضافه دارد .
( 1 ) « رسالة اخرى » در مج 2 نيست . در مل : « رساله » .
( 2 ) « خلاصهء موجودات » در مل و مج 2 نيست .
( 3 ) [ از آن بود ] از مل و مج 2 .
( 4 ) [ و ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 5 ) [ ان ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 6 ) در مل و مج 2 : « ابراهيم » .
( 11 ) [ خليل عليه السلام ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 12 ) [ مىديدند ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « مىديد » .
( 13 ) [ به صورت ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل : « به صفت » .
( 14 ) [ نمرود ] از مل . در اصل : « نمود » . در مج 1 و مج 2 : « نمود و » .
( 15 ) [ را ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 16 ) [ بقربان ] از مج 1 و مج 2 . در اصل : « بفرمان » .
( 17 ) [ اسحاق ] از مل . در اصل ، مج 1 و مج 2 : « فرزند » .
( 18 ) [ و ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل نيست .
( 19 ) در مل : « كه اسحاق » .