كرامت در حق آن « 53 » غلام و آن قوم زيادت شود و اگر بر خلاف اين باشد ، آن فرزند يا غلام ، چون خواجه [ را ] « 54 » ببينند ، در حال [ از ] « 55 » خواجه گريزند « 56 » و خانهء آن معتمد خالى شود از دوستى خواجه و [ خواجه ] « 57 » ازين « 58 » معنى فرزند را در حرم كبريائى درآورد و « 59 » درين حال مىتوان [ كه ] « 60 » مثال چهار مرغ كه در حضور خليل ، صلوات اللّه عليه ، به هم كوفتند و باز به جاى خود رفتند . قال اللّه تبارك و تعالى
« الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ
« 61 »
الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ »
( 915 ) چون [ پذيراى ] « 62 » دولت نمىشوند « 63 » ، اين آيت در حق ايشان « 64 » نزول مىكند « 65 » كه
« أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ »
( 916 ) و چون مبرّا شوند ، لواى عشق بر سر سوختگان مهاجر [ افتد ] « 66 » و اين قوم مشتاقتر شوند در حضور و غيبت . درين مقام جمال معنى
« وَ
« 67 »
مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ »
پرده براندازد و عاشق [ سوخته ] « 68 » خود بنوازد ،
« فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً »
روى نماند و اين مقامست كه جزو « 69 » به كل مىپيوندد و چون فرزند محبّت از ملك دل آن بىوفايان « 70 » بيرون آيد ، [ آن قوم ] « 71 » چون حيوان به طلب آب و علف روند و عشق تيغ آبدار كشيده و روى در طلب عاشق كرده و لشكر بليّت در عقب خود داشته تا چون عشق تجليات گوناگون بنمايد ، پيدا شود كه در « 72 » پيش صرصر « 73 » بىمحابا كه بازايستد . هركه درين مقام پايش نلغزد ، در حقّ او باشد
« وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً »
. توقّع كه « 74 » ياران را به جمع سلام برسانند و به زبان مبارك خود به وكالت « 75 » اين آشفته ، محبّت بىحساب نمايند تا مزيد حضور و استقامت باشد . و جماعت برقيان « 76 » ( 917 ) را سلام رساند و با آن قوم نيز خوش باشد . امكان دارد كه حيات باقى باشد و بار ديگر صحبت اتفاق افتد « 77 » . غزل :
دل چو كبوتر بچهاى مر سوى شهباز آمده * تا طعمهء بازان شود ، [ كو تازه ] « 78 » پرواز [ آمده ] « 79 » .
از بهر اظهار قِدَم ( 918 ) ، از هر طرف [ بنهد ] « 80 » قَدم * ليكن چو بلبل با گلى همراز و دمساز آمده .
غارتگر دلهاى ما ، يعنى دو چشم مست او ، * در جستوجوى « 81 » عاشقان فتّان و غمّاز [ آمده ] « 82 » .
از پرتو حسن رُخش يُوسُف در اخوان ( 919 ) گم شده * و اندر تك چاه غمش با ما به انباز آمده .
هامش
( 53 ) « آن » در مج 1 نيست .
( 54 ) [ را ] از مل . در اصل ، مج 1 و مج 2 نيست .
( 55 ) [ از ] تصحيح قياسى . در تمام نسخهها : « در » .
( 56 ) در مل : « گريزد » .
( 57 ) [ خواجه ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل ناخوانا .
( 58 ) در مل :
« از آن » .
( 59 ) « و » در مل نيست .
( 60 ) [ كه ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل نيست .
( 61 ) « للطيبين و » در اصل نيست .
( 62 ) [ پذيراى ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « پدراى » .
( 63 ) در مل : « نشنوند » .
( 64 ) در مج 2 : « در حق او » .
( 65 ) در مل : « در حق ايشان اين آيت نزول كند » .
( 66 ) [ افتد ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل ناخوانا .
( 67 ) « و » در اصل نيست .
( 68 ) [ سوخته ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
در اصل نامشخص .
( 69 ) « و » در مل نيست .
( 70 ) در مل : « از آن ملك دل بىوفايان » .
( 71 ) [ آن قوم ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 72 ) « در » در مل نيست .
( 73 ) در مج 1 : « و صرصر » .
( 74 ) « توقع كه » در مج 2 نيست .
( 75 ) در مج 1 : « وكالت » .
( 76 ) در مج 2 : « برفيان » .
( 77 ) « توقع كه ياران را . . . اتفاق افتد » در مل نيست .
( 78 ) [ كو تازه ] از مج 1 . در اصل : « كز بار » . در مل و مج 2 : « كز باز » .
( 79 ) [ آمده ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « مده » .
( 80 ) [ بنهد ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل :
« مىنهد » .
( 81 ) در مج 1 : « جستجوى » .
( 82 ) [ آمده ] از مج 1 ، مج 2 و مل .