آياتِ عشق و عاشقى [ بشنو ] « 83 » ز من گر صادقى ، * همچون جمالى در جهان در شأن شيراز آمده « 84 » .
اسامى آن عزيزان « 85 » كه در قريهء مائين ( 920 ) آن فرزند كتابت فرمود ، آن [ نيز ] « 86 » عذر مىخواهم « 87 » كه بىالقاب و ادب به جاى خود نباشند . معذور فرمايند « 88 » كه در عالم محبّت بىشك و بىشبهه هيچ فرقى نيست و نخواستيم « 89 » كه هر يك را على حدّه ( 921 ) مكتوبى نوشته شود . از براى آن درين صحيفه نوشته شد تا در عالم يگانگى هيچ جدا نباشند و اين دو سه روز « 90 » كه بيخ « 91 » فتنه ( 922 ) [ فتنهاى ] « 92 » [ از نو ] « 93 » برانگيخت به جهت آنكه درويشان را [ به خاطر ] « 94 » آورده بود و فرزند خواجه جمال الدّين محمّد ( 923 ) جراحت را تازه كرد . خاطر مشوش شد كه آن فرزند احوال سلامتى ننموده بود . متوقع كه به خلاف گذشته ، احوال كلى باز [ نمايند ] « 95 » ( 924 ) . و « 96 » اگر خود نمىتوانند كه تشريف نمايند و عذر بىحاصل آورند ، يارى از ياران خود تعيين كنند و احوال كلّى و جزوى همراه او « 97 » بدين جانب روانه كنند ، كه خاطر اين درويشان شب و روز در آن حالست كه بود « 98 » ، بلكه محبّت هر لحظه زيادهتر « 99 » مىشود ، چرا كه در آيت
« وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ »
هر روز وجهى ( 925 ) و تأويلى گفته مىشود [ و ] « 100 » وفاى دور و نزديك [ يك ] « 101 » تجلى دارد و به نزديك ( 926 ) .
« يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ »
از آن جهت در حقّ ايشان
« فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً »
آمده است .
حضرت بندگى ، امير نظام الدّين احمد ( 927 ) و [ مولانا ] « 102 » همام الدّين ( 928 ) و مولانا محيى الدّين « 103 » ( 929 ) را زمينبوس ( 930 ) رسانند . برادر شيخ عضد الدّين عبيد اللّه ( 931 ) و شيخ شرف الدّين ابو الكرم ( 932 ) و سيد سيف الدّين عبيد اللّه ( 933 ) و فرزندان و « 104 » شيخ محبّ الدّين عطاء اللّه ( 934 ) و سيّد ركن الدّين واعظ ( 935 ) و سيّد جلال الدّين يحيى ( 936 ) و شيخ عزّ الدّين مسعود ( 937 ) و خويشان [ بالتمام ] « 105 » ( 938 ) سلام بخوانند « 106 » . سيّد جلال الدّين عبد اللّه « 107 » ( 939 ) و سيّد مجد الدّين اسماعيل ( 940 ) و سيّد عزّ الدّين احمد ( 941 ) و فرزند سيّد عماد الدين اسعد ( 942 ) سلام بخوانند . سيّد مظفر الدّين منصور ( 943 ) و فرزند عزيز سيّد غياث الدّين محمّد ( 944 ) سلام بخوانند . برادر عزيز ، خواجه اختيار الدّين حسن ( 945 ) و مولانا صفى الدّين محمّد ( 946 ) و خواجه مظفر الدّين يعقوب ( 947 ) سلام بخوانند . مولانا محبّ الدّين ( 948 ) و مولانا امام الدّين محمّد
هامش
( 83 ) [ بشنو ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « بشو » .
( 84 ) در مل : « تمت الرسالة . و الحمد للّه رب العالمين . و الصلاة و السلم على خير خلقه محمد و آله اجمعين » . مل تا پايان اين رساله را ندارد .
( 85 ) در مج 2 : « آن جماعت » .
( 86 ) [ نيز ] از مج 1 و مج 2 .
( 87 ) در مج 2 : « مىخواهم » .
( 88 ) در مج 2 : « معذور دارند » .
( 89 ) در مج 1 : « نخواستم » .
( 90 ) در مج 1 و مج 2 : « و درين دو سه روزه » .
( 91 ) در اصل نامشخص .
( 92 ) [ فتنهاى ] از مج 2 . در اصل : « فتنه » . در مج 1 نيست .
( 93 ) [ از نو ] از مج 1 و مج 2 . در اصل : « از تو » .
( 94 ) [ بخاطر ] از مج 1 . در اصل و مج 2 : « به ياد خاطر » .
( 95 ) [ نمايند ] از مج 1 و مج 2 . در اصل :
« نمايد » .
( 96 ) « و » در مج 1 نيست .
( 97 ) « او » در مج 2 نيست .
( 98 ) « كه بود » در مج 1 نيست .
( 99 ) در مج 1 : « زيادتر » .
( 100 ) [ و ] از مج 1 .
( 101 ) [ يك ] از مج 1 و مج 2 .
( 102 ) [ مولانا ] از مج 1 و مج 2 . در اصل : « مولا » .
( 103 ) در اصل : « محى الدين » .
( 104 ) « و » در مج 1 نيست .
( 105 ) [ بالتمام ] از مج 1 . در اصل و مج 2 : « به تمام » .
( 106 ) در مج 1 :
« برسانند » .
( 107 ) « عبد اللّه » در مج 1 نيست .