خود را مىديد ، در اينجا نيز هم خود بيند . و هركه خود را بيند ، خدا را نبيند و هركه مشقّت بر نفس خود مىنهد از بهر خود نه از بهر « 70 » دوستى حق ، هيچش سود نيست « 71 » . خدمت دوستى مىبايد كرد تا فيضى بيابى .
در آن « 72 » رساله حكايت فرعون و فرعونيان و جنس فرعون گذشت . اگر خواهى طلب [ كن ] « 73 » تا بدانى كه اقرار فرعون و اظهار اهل صوامع ( 857 ) در شب به نزد خدا و روز به پيش خلق تفاوت دارد و تفاوت بسيار دارد و امّا فرعون برين قوم شرف بسيار دارد ، زيرا كه فرعون را سخاوت و كرم پيشه بود ( 858 ) و اين قوم به يك مشت تره كه درويشى از ايشان درخواست كند از پياز گندهتر ( 859 ) شوند [ و عالم به هم بركنند ] « 74 » .
اى اخى ، خود كار كن « 75 » و سخن اين فقير را نيكو اعتبار كن كه هيچ توقعى [ از تو ] « 76 » و عالميان ندارم . يك ساعت گوش به اين نظم دار كه از نثر شايد كه « 77 » رنجور و خستهدل باشى .
مرهمى چند درين نظم به جان دردمندت نهم باشد كه شفا يا بى . بيت :
بهار آمد ، بيا مى خور اگر رندى و شيدائى ، * كه مى مفتاحِ اين بابست و تو باب دل مائى .
[ مرو در مزبله جانا كه دنيا نيست جاى تو * دريغا خود نه مىبينى كه چه خوبى و زيبائى ] « 78 »
[ اگر روز دوئى اى دل چو خر افتادهاى در گل * چو خضر ار جام ما نوشى بُلرسن ترك يغمائى ] « 78 »
و تمامى اين قصيده از پيش [ رفت ] « 79 » ( 860 ) .
اى عزيز ، در باب نيستى و نامرادى « 80 » و فنا حرف دوئى ديگر ( 861 ) بشنو ، باشد كه از [ بركت ] « 81 » حضرت مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، دلت روشن شود و از دست خود خلاص يا بى « 82 » .
اى اخى ، امروز درويشى سؤال كرد كه چون شخص وضو كند ، در شستن عضوها چه دعا [ خواندن ] « 83 » اولى « 84 » باشد ؟ جواب چنان گفته شد كه صلوات بر جسم و جان خواجهء اولين و آخرين دادن ، كه هر وقت كه دوستى از دوستان حضرت مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، يك نوبت صلوات بر محمّد مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، مىفرستد ، حق ، سبحانه و تعالى ، ده نوبت بر آن بنده صلوات مىفرستد و اين روايت بسيار شنيده باشى و فهم نكرده باشى . يعنى اى دوست ، چون
هامش
( 70 ) در مل : « از براى » .
( 71 ) در مل : « هيچ سودش نيست » .
( 72 ) در مج 1 : « درين » .
( 73 ) [ كن ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « كنى » .
( 74 ) [ و عالم بهم بركنند ] از مل و مج 2 .
( 75 ) در اصل ، مج 2 و مل : « خود كار كن و در كار كن » .
( 76 ) [ از تو ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل : « به تو » .
( 77 ) « كه » در مج 1 نيست .
( 78 ) اين بيت از مل .
( 79 ) [ رفت ] از مج 1 . در مل : « تمامى اين قصيده پيش ازين گذشته » . در مج 2 : « و تمامى اين قصيده در اين كتاب از پيش نوشته شده طلب نمايند » .
( 80 ) در مج 1 : « نامرادى و نيستى » .
( 81 ) [ بركت ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « حضرت » .
( 82 ) در مج 1 : « خلاصى يا بى » . در مل : « خلاص شوى » .
( 83 ) [ خواندن ] از مج 1 و مج 2 . در اصل : « خواند » . در مل نيست .
( 84 ) در مل : « اولاتر » .