تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
اى عزيز ، بيان حال آن فقيره ( 816 ) روشن مىنويسم و احوال اهل سلوك يكيست . معلوم كند كه درين مقام كه سالك بازمانده است و نمىتواند كه قدم پيشتر نهد و اگر يك ذره پيشتر مىآيد ، هلاك مىشود . از چند چيز يك حال اختيار كند ، كه نمىشود كه در قيامت تعلق ( 817 ) و اسباب همراه شخص باشد . و « موتوا قبل ان تموتوا » به زبان آسان مىتوانى خواند و آيت
« يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ »
« وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ »
« وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ »
. و آن سالك كه درين وقت به عالم اين معانى رسيده است مىداند كه مشكلست ، و علماء صورت [ كه ] « 3 » گويند اين حال در قيامت ظهور كند ، نمىدانند زيرا كه معنى
« بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ »
( 818 ) فهم نكرده‌اند . مثلى بشنو : اگر در شهر سلطان و حاكم نباشد ، چنان كه هست به صورت و معنى ، اگر جاهلان بىادبى كنند ، واجب باشد كه نائبان ( 819 ) در روزنامه ( 820 ) نويسند تا وقتى كه سلطان به شهر فرمايد و به غور ( 821 ) گناهكاران برسد . اى عزيز ، هرگاه كه پادشاه بر تخت نشسته باشد ، كى وعده دهند كه فردا چنين و چنان بر سر فلان عاصى خواهد گذشت ؟ مقصود آنكه هزار نوبت گفتم كه خانه از غير خالى مىبايد كرد تا در وقت ( 822 ) ذوق ( 823 ) و ثمرات طاعت سالك جلوه تواند كرد و اهل طاعت را در حضور كه وصال گويند ، مردود نگردانند . حاليا چند چيز گفتم كه سالك ازين چند چيز يكى اختيار كند . اوّل آنكه مخالف كه دشمن اوست ، توبهء نصوحش فرمايد به نظر پيرى كه اهل شرع باشد . اقرار كرده‌ام كه اين رساله فاش بنويسم ؛ منكر نمىشوم . آن [ عدوى ] « 4 » خويش به نظر امير مجد الدين حبيب اللّه ( 824 ) برد و دست در دست او نهد به حضور جماعت اهل شهر ، و توبت كند كه خلاف شرع حضرت خواجه نكند . بعد از آن ، اگر خواهد و طاقت اهل طريقتش باشد ، به صحبت اهل فقر رود . و فقرا آن قوم باشند كه معنى اين حديث كه حضرت خواجه ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، فرموده بجاى [ آورند ] « 5 » كه « كن فى الدّنيا كانّك غريب او عابر سبيل و عدّ نفسك من اصحاب القبور » . اى عزيز ، ديگر آنكه قبول كند كه با حجاب خود بسازد و صبر كند و من بعد ميل به صحبت فقرا نكند . و چند چيز ديگر هست كه آن قوت طامّتش ( 825 ) مىبايد و كس را طاقت طامّت نيست . از بهر آن قدم درين راه نمىنهند كه در زندگى زيست چنان نمىتوان كرد كه مردگان كنند . اى اخى ، محالست كه شخص گناه بكند و عذاب نكشد . آسان‌ترين عذابها عذاب توبتست . توبهء نصوح مىگويم كه قادر باشد نفس او بر آرزوها و از سر آن بگذرد و سختست . اى عزيز ، تحقيق بدان كه توبهء بىقوّت قبول نيست . آن توبت قبولست كه توانا باشد و قدم بر سر نفس نهد و بگذرد . آنها كه در جوانى به غفلت به سر برند و در پيرى به صومعه روند و به نماز مشغول شوند ، البته لحظه فلحظه بر سر ايشان لعنت مىبارد . قوله تعالى :
« قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ
هامش
( 3 ) [ كه ] اضافهء قياسى . ( 4 ) [ عدوى ] تصحيح قياسى . در متن : « عدو » . ( 5 ) [ آورند ] تصحيح قياسى . در متن : « آورد » .
مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 180 | پير جمال الدين محمد اردستانى / حسين انيسى پور