تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧

رسالة اخرى « 1 » رسالهء بيست و نهم

اى عزيز ، چند روزست كه آيت
« يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ »
( 773 ) و معنى
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
( 774 ) و معنى
« يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ »
( 775 ) جلوه مىكند و پرواى آن ندارم كه مصوّر گردانم . پسين دوشنبه ( 776 ) ازين ماه كه جمادىالآخرش « 2 » ( 777 ) مىخوانند و ندانم كه چندم ماهست ، در نماز پسين ( 778 ) سورهء « و العصر » ( 779 ) برين فقير جلوه نمود و مرا از عالم « 3 » ازل ( 780 ) به يك لحظه به عالم ابد ( 781 ) برد و بنمود مرا انتهاى
« وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى »
« 4 » ، يعنى اى محمّد ، به منتهاى كمال تو سوگند كه به زبان طفلان « و العصر » ش ( 782 ) گويند كه انسان در زيان‌كارىاند ، مگر آنان كه تسليم دانايان شده باشند « 5 » و در وقت نصح ( 783 ) غالب تحمّل و صبر كنند و باقى زيان‌كارانند كه نصيحت نشنوند ، چنان كه « 6 » اين جاهلان كه در بيابان هوس گرديده‌اند همچون ستوران بىافسار ، يعنى بىخبر از حضور خود . اى اخى ، تو مپندار كه خطاب
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ »
( 784 ) در باب اطفال روزگارست كه مشايخ صورت و جمهور [ پيدايان ] « 7 » [ عالم ( 785 ) اند كه پيدايان ] « 8 » درين عالم [ ناپيدااند ] « 9 » . اگر ديدهء دلت پيدا شود ، ببينى كه اين‌ها كه شكل آدمى دارند در چه عالم سير مىكنند . سخن در سير سالكان عالم فنا مىگذرد كه شش آسمان ( 786 ) بريده باشند و مانند جبرئيل ( 787 ) و نبى ( 788 ) مرسل ( 789 ) بازمانند . تو اگر مىخواهى كه معنى « و العصر » بدانى ، اول روز ، طفل صفت در حضرت پير كامل بنشين تا معنى وقت پسين بدانى . چون گوشت پيدا شده است و نفس غالب مىشنوى ، درين « 10 » شنيدن « 11 » بدانى كه
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
چه معنى دارد و در سير جاهلان بدانى ، چون نگاه كنى كه
« يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ »
چون باشد و تا هم‌نفس پيغمبر آخرزمان ( 790 ) نگردى ، معنى اين رموز درنيابى . تعجيل نيست . حاليا ، نمودار قيامت مىبين كه مجرمان چگونه در بيابان جهل سرگردان مىگردند بىاختيار ، از بهر آنكه از حيات شريف خود بىبهره‌اند . در شنودن نصح ناصحان تلخند . آنها را مىگويم كه دعوى سيمرغى « 12 » ( 791 ) كرده‌اند ، نه شغالان و گرگان مىگويم . اى عزيز ، مجردان ( 792 ) و پاكبازان ( 793 ) را مىگويم كه از زمين و آسمان بگذرند و به خودى خود رسند و از دست خود ، به خود بازمانند . از بهر آنكه در محل خود عمل نمىكنند . اگر مىخواهى كه معنى اين رموز فهم كنى ، كتاب روح القدس از روى ارادت در نظر فقرا بخوان . [ « و
هامش
( 1 ) « رسالة اخرى » در مج 2 نيست . در مل : « رساله » . ( 2 ) در مل : « جمادى الاخرى » . ( 3 ) در مج 1 : « ازين عالم » . ( 4 ) در اصل : « اولى » . ( 5 ) در مج 1 : « شده‌اند » . ( 6 ) در مل : « چنانچه » . ( 7 ) [ پيدايان ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل ناخوانا . ( 8 ) [ عالم‌اند كه پيدايان ] از مج 1 ، مج 2 و مل . ( 9 ) [ ناپيدااند ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « پيدااند » . ( 10 ) در مل : « كه درين » . ( 11 ) در مج 2 و مل : « شنودن » . ( 12 ) در مج 1 : « بر مرغى » .