الحمد للّه ربّ العالمين » ] « 13 » و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و سلم .
رسالة اخرى « 1 » رسالهء سىام
اى عزيز ، يكدم دم نگهدار تا معنى
« ذلِكَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ »
( 794 )
« الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ »
( 795 )
« ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ »
( 796 )
« ثُمَّ سَوَّاهُ
« 2 »
وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ »
( 797 ) بدانى . [ تو اگر خواهى كه اين رموز بدانى ] « 3 » ، اوّل اين مثل بشنو تا گوشت آزاد شود .
اى عزيز ، وجود سالك قابل ( 798 ) طالب صفت زمين [ خوب دارد نه زمين ] « 4 » كه دست و نظر انسانى به آن « 5 » نرسيده باشد . زمين پسنديده مىگويم كه مزروع شده باشد و باير شود و حال آنكه در زمين باير البته تخمهاى مختلف به مرور پيدا مىشود و چون باران و آب و هواى تر بيابد آن تخمها بىاختيار سر برزند .
اى اخى « 6 » ، درين حال پير دانا مىبايد كه در آن دشت گاو براند و بيخ و ريشهء مخالف بركند و اين زمين سرنگون گرداند ( 799 ) تا بداند كه
« تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ »
چه معنى دارد « 7 » و بعد از آن ، تخم پسنديده بكارد و شاخ بارآور بنشاند .
اى اخى « 6 » ، عزيز و رحيم عالم غيب و شهادت شود و معلوم كردن اين اسرار بس مشكلست .
تو
« خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ »
شو تا بدانى كه
« ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ »
چه معنى دارد تا قابل آن شوى كه از
« نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ »
« 8 » ( 800 ) [ روحى ] « 9 » در تو دمند تا گوش و چشمت پيدا شود . چون [ اين ] « 10 » اشارت بدانى كه عاشق نشوى بر
« أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ »
( 801 ) .
اى عزيز ، ناقصان كه [ ارشاد و ] « 11 » هدايت مىنمايند هرجا سوختهء مسكينى كه بديدند ، در عالم [ نفسش ] « 12 » كشيدند كه عالم غفلتست و [ نادانان ] « 14 » آن را به زهد و عافيت مىخوانند .
اى عزيز ، اگر تو بدانى كه حضرت خواجه ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، چه دوستى با زهرا
هامش
( 13 ) [ « و الحمد . . . العالمين » ] از مل . در اصل ، مج 1 و مج 2 نيست .
( 1 ) « رسالة اخرى » در مج 2 نيست . در مل : « رساله » .
( 2 ) در تمام نسخهها : « سواه » .
( 3 ) [ تو . . .
بدانى ] از مل . در نسخههاى ديگر نيست .
( 4 ) [ خوب . . . زمين ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 5 ) در مل و مج 2 : « بدان » .
( 6 ) در مج 1 : « اى عزيز » .
( 7 ) « دارد » در مج 1 نيست .
( 8 ) در اصل ، مج 1 و مج 2 : « نفخ فيه من روحى » . در مل : و « نفخ فيه من روحه » .
( 9 ) [ روحى ] از مج 2 و مل .
( 10 ) [ اين ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 11 ) [ ارشاد و ] از مج 2 .
( 12 ) [ نفسش ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « نفس » .
( 14 ) [ نادانان ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « نادان » .