تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
اى اخى ، اگر خواهى كه اين رمز بدانى ، خوارى بكش و [ ناله ] « 23 » مكن و ميل بر مسكينان « 24 » كن ، يعنى با درويشان نشين و با درويشان باش . « و الحمد للّه ربّ العالمين « 25 » » و ، صلى اللّه على خير خلقه محمّد و آله و سلم « 26 » .

رسالة اخرى « 1 » رسالهء بيست و هفتم

قال النبى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم : « من حسن إسلام المرء تركه « 2 » ما لا يعنيه » ( 741 ) . و قال ، صلى اللّه عليه و آله و سلم : « اللّهمّ انّا نعوذ بك من علم لا ينفع و من قلب لا يخشع و من نفس لا تشبع و من دعاء لا يسمع و نعوذ بك من هذه الاربع ( 742 ) . صدق رسول اللّه ، صلى اللّه عليه [ و آله ] « 3 » و سلم ( 743 ) . اى عزيز ، يك ساعت حاضر باش و معنى اين حديث بشنو ، كه فرضست كه شخص هر عمل كه مىكند علم آن حاصل كند « 4 » تا رنجش ضايع نشود . تو در شنيدن نصيحت « 5 » ، عجب نباشد كه بىحضور شوى . تو مستمع باش تا معنى كلام بر تو روشن شود . اگر معقول نباشد و بيان حال تو نباشد ، آنگاه به قدر قوت « 6 » هرچه خواهى مىكن . حاجت نيست كه بگذارى كه نفع خير و ضر و شر در قيامت بر تو ظهور كند . اين زمان « 7 » كه به جاه و بزرگى مشغولى ، اگر تصرّف در ملك و مال غيرى كردى ، اندك روزى برمىآيد و كسى ديگر بر تو مسلط مىشود [ و ] « 8 » ترا زبون مىكند ، و هر چند تدبير و تزوير مىكنى ، سود نمىدهد و خجالت نمىيابى و ديگرباره بر سر آن « 9 » كار مىروى . واجبست كه آنچه ترا به كار آيد ، به آن مشغول شوى و جور به نامرادان « 10 » ( 744 ) نكنى كه از غيبت مكافات بىاختيار مىرسد . تو مشفق خود كسى دان كه مراعات تو چنان كند كه هرگز دلتنگ نشوى ، كه اگر صد سال كسى خوش‌دل باشد و غالب باشد بر همه عالم ، چون يك روز اسير شد ، آن لذاتش نمىماند . زنهار كه به چيزى مشغول باش كه حاصل آن چون روى نمايد ، تو فرحناك ( 745 ) شوى . وقتى شخص از اعمال پشيمان نباشد كه اگر فقير باشد ، چنان زيست كند « 11 » كه اهل ترك و تجريد كنند « 12 » ، و پاى از حدّ خود بيرون ننهد تا در هيچ « 13 » مقام شرمنده و رسوا [ نشود ] « 14 » . و اگر صفت اهل فقر كنم ،
هامش
( 23 ) [ ناله ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل : « ناز » . ( 24 ) در مل : « به مسكينان » . ( 25 ) « و الحمد . . . العالمين » در مج 2 نيست . ( 26 ) در مل : « صلى اللّه على خير خلقه محمد و صحبه اجمعين و سلم » . ( 1 ) « رسالة اخرى » در مج 2 نيست . در مل : « رساله » . ( 2 ) در مج 1 : « ترك » . ( 3 ) [ و آله ] از مج 1 ، مج 2 و مل . ( 4 ) در مل : « آن بداند » . ( 5 ) در مج 1 : « در نصيحت شنيدن » . ( 6 ) در مج 1 : « قوه » . ( 7 ) در اصل و مج 2 : « كه اين زمان » . ( 8 ) [ و ] از مج 1 ، مج 2 و مل . ( 9 ) در مج 1 : « اين » . ( 10 ) در مج 1 : « نامردان » . ( 11 ) در مل : « زيست چنان كند » . ( 12 ) در اصل : « و كنند » . ( 13 ) در مل : « تا به هيچ » . ( 14 ) [ نشود ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « نشو » .