اسير امل مباش و اعتقاد كن كه حساب هست و بازخواست درين عالم و در آن عالم هست . و تو اين عالم چنين « 47 » پيدا نمىبينى ، چه دانى كه آن عالم چيست ؟ هر لحظه هزار نوع اشارت [ و رموز ] « 48 » [ به تو ] « 49 » مىنمايند و تو غافلى از آن . و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و سلم « 50 » .
رسالة اخرى « 1 » رسالهء بيستم
نقلست كه حضرت سيّد كائنات و حياتبخش جميع « 2 » موجودات در غزا شبى در بيابانى نزول فرمود ( 637 ) . صحابه را فرمود « 3 » كه امشب به خواب مرويد و مبالغه فرمود با بلال ( 638 ) كه بيدار باش كه نماز صبح فوت نشود . و خواب بر ايشان غلبه كرد تا وقت چاشت « 4 » . چاشتگاه ( 639 ) ، حضرت خواجه ايشان را بيدار كرد و فرمود كه برخيزيد تا نماز را [ به جاى ديگر ] « 5 » بريم ، كه اين مقامى شومست و نماز را قضا كنيم .
اى اخى ، تو در خوابى هنوز و خبر از خود ندارى . تمام احوال اهل نقل برين قياس مىكن .
تو اين رمز چه دانى كه چون دوستان خواهند كه خلوت كنند و راز گويند ، جام غفلت به كار عالميان كنند تا نامحرمان واقف سرّ نشوند .
اى جان برادر ، اگر خواهى كه واقف رموز شوى ، همصحبت درويشان باش دائم الاوقات تا بدانى كه جز اين حكايتها كه نوشتهاند ، اسرارهاست ( 640 ) و مقطّعات گواه اين كلماتست « 6 » .
زنهار كه [ كتاب ] « 7 » كنز الدقائق و شرح الكنوز مطالعه مىكن به حضور فقرا ، تا محروم نشوى « 8 » .
و السلام « 9 » .
رسالة اخرى « 10 » رسالهء بيست و يكم
قال النبى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، « كن فى الدنيا كأنّك غريب او عابر سبيل وعد
هامش
( 47 ) در مج 1 : « چنان » .
( 48 ) [ و رموز ] از مج 2 .
( 49 ) [ به تو ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل ناخوانا .
( 50 ) در مج 1 : « صلى اللّه عليه و آله و سلم » . در مل : « صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و اجمعين و سلم » .
( 1 ) « رسالة اخرى » در مج 2 نيست . در مل : « رساله » .
( 2 ) « جميع » در مج 2 نيست .
( 3 ) در مل :
« به صحابه فرمود » .
( 4 ) « چاشت » در مج 1 نيست .
( 5 ) [ بجاى ديگر ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل :
« به جايى » .
( 6 ) در مل : « اين اين كلمات است » .
( 7 ) [ كتاب ] از مج 2 .
( 8 ) در مل :
« نمانى » .
( 9 ) در مج 2 : « و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و سلم » .
( 10 ) « رسالة اخرى » در مج 2 نيست . در مل : « رساله » .