لباس عقل ، و الّا غيرت عشق در عاشقان موجب اختلاط « 23 » امر عشق بر معشوق صورى شود [ و ] « 24 » كار هر دو طايفه عرضهء آفت گشته [ به سوء ] « 25 » خاتمه انجامد . و ديگر حكايات « 26 » كه واقع شده بيش از آنست كه على التّفصيل نوشته گردد . و از آن جمله ، شيخ بزرگوار كه اين وارد در مرقد مطهّر « 27 » او دست داد ، اختصاصى كه سورهء صف ( 654 ) را از تمامى قرآن با آن حضرت هست ، بيان فرمود و مخلّصش آنكه ، همچنانكه عيسى به مقدم حضرت خاتمى ، عليهما الصلاة و السلام ، بشارت داده بود ، من نيز در روش عشق و اظهار اين راه كه صراط مستقيم به حقيقت اين طريقست و راه سالكان اين عهد ، همينست مطمح نظرم . ظهور كمال اين راه [ مستقيم ] « 28 » در عهد شما بود ، چنانچه « يأتى من بعدى اسمه احمد » ( 655 ) كه درين سوره واقعست ، مفصح ( 656 ) ازين مقصودست « 29 » و درين مجمع آن شخص را كه اين انوار پرتو شمع محبّت اوست « 30 » ، حاظر [ گردانيدند ] « 31 » و به تزكيهء « 32 » او و قابليت ذاتى [ او كه ] « 33 » خود از آن [ با ] « 34 » خبر نيست ، گواهى دادند و ساير اولياء ايستاده مترصد فراغ آن حضرت از نصح و دلنوازى ( 657 ) بودند كه ناگاه حضرت ربوبيّت و جناب الوهيّت ،
« تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً »
( 658 ) ، در انوار جمال و كبرياى جلال كه عقل و حواس از ادراك و احساس آن عاجز باشد ، تجلى نمود ، و
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ »
( 659 ) ، و به خودى خود فرمود كه « 35 » بگو . بر زبان چنين جارى شد كه « الحمد للّه العليم الخبير . الحمد للّه [ السميع ] « 36 » البصير . [ الحمد للّه الحىّ الّذى لا يموت ] « 37 » . الحمد للّه الذى القديم « 38 » لا يزال » ( 660 ) ، و « 39 » بعد از اين ثنا و محمدت ، تمامى حاضران آن مجمع به طريق تهنيت به مصافحه ( 661 ) و معانقه ( 662 ) اقدام نمودند و با [ يك يك ] « 40 » طريق انبساط ( 663 ) و تلطّف « 41 » دست داد . « و الحمد لله رب العالمين » و صلى اللّه على محمد و آله [ اجمعين الطيبين الطاهرين ] « 42 » .
هامش
( 23 ) در مج 1 : « اخلال » . در مل و مج 2 : « اختلال » .
( 24 ) [ و ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 25 ) [ بسوء ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « بسوى » .
( 26 ) در مج 1 : « حكايت » .
( 27 ) « مطهر » در مل نيست .
( 28 ) [ مستقيم ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل نيست .
( 29 ) در مج 2 : « معنيست » .
( 30 ) در مل : « او بود » .
( 31 ) [ گردانيدند ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « گردانيد » .
( 32 ) در مج 1 : « تزكيه » .
( 33 ) [ او كه ] از مج 2 . در مل : « كه او » . « كه » در اصل و مج 1 نيست .
( 34 ) [ با ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 35 ) « كه » در مل و مج 2 نيست .
( 36 ) [ السميع ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « سميع » .
( 37 ) [ الحمد للّه . . . لا يموت ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 38 ) « القديم » در مج 1 نيست . در مل و مج 2 : « الحمد للّه القديم الذى لا يزال » .
( 39 ) « و » در مج 2 نيست .
( 40 ) [ يك يك ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل : « يكبهيك » .
( 41 ) « و تلطف » در مج 1 نيست .
( 42 ) [ اجمعين . . . الطاهرين ] از مل . در مج 2 : « و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و سلم » .