تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
اى عزيز ، اين فقير پنجاه سالست كه غزا مىكنم با اين خلق و خلق را خبر نيست . از آنكه ( 631 ) خلق را عادتست [ كه ] « 25 » با آن چيز كه مىبينند دشمنند و با آنچه نمىبينند دوستند . به عظمت و بزرگى محمّد سوگند كه اگر امروز محمد ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، ظهور كند ، اين قوم كه در مساجد و خوانق « 26 » ( 632 ) و صوامع و مدارس نشسته‌اند او را دروغ‌زن دارند و اگر توانند ، تيغ بر روى « 27 » او كشند . و تو اين رمز چه دانى ؟ اى اخى ، تو در محبّت افزاى كه در عالم محبّت خدا و رسول [ و ] « 28 » اشارات ايشان توان شناخت كه منكر ميل نيستى و پستى دارد و بندگى « 29 » . مولانا جلال الدين [ رومى ] « 30 » مىفرمايد درين حال « 31 » كه « 32 » ( بيت ) :
« گر امينم متّهم نبود امين ، * گر بگويم آسمان را من زمين » . ( 633 )
اى اخى ، اين معنى درين كتاب چند جا نوشته شد كه
« وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى »
( 634 ) . يعنى سؤالى چند از حضرت مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم « 33 » ، كردند و حضرت خواجه وعده داد و « 34 » روزى چند از آن بگذشت . خواجه را كذّاب و دروغ‌زن گفتند . اى عزيز ، اين علامات نمودن از بهر آنست كه تا تو خود را بدانى كه در كدام عالمى . سنّت الهيست كه دائم اهل حق و اهل باطل تيغ به روى « 35 » يكديگر كشند تا حق و باطل از يكديگر جدا شوند . يك نوبت حق جل و [ علا ] « 36 » باطل را ظفر مىدهد و يك نوبت اهل حق را ، [ و ] « 37 » درين كارزار اگر اهل حق كشته مىشوند « 38 » ، حق ، تعالى از ايشان راضيست . و اگر اهل حق « 39 » اهل باطل را مىكشند . حق ، تعالى ، از ايشان هم راضيست ، و اهل باطل را نقيض اين باشد . و تو چه دانى كه حق و باطل چيست كه هنوز از خود نزائيدى ، اگر [ چه ] « 40 » ده فرزند و پنجاه فرزندزاده دارى ؟ اى اخى ، تو صورت همه كار چنان دان كه تختهء رمّال ( 635 ) كه [ رمّال ] « 41 » چون رمل « 42 » ( 636 ) بكشد ، سعد و نحس بداند . آن ريگ را به طرف انداز و « 43 » تو صورت مجازى به همين حساب مىكن « 44 » ، و تعجيل كن و نيك و بد خود بدان ، كه روزگار قرار ندارد و عاشقان ذوق خود حاصل مىكنند و مىگذرند و تو در خواب و در فكر نيامده و گذشته‌اى « 45 » . زنهار [ و صد زنهار ] « 46 » كه
هامش
( 25 ) [ كه ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « و » . ( 26 ) در مل : « خانقاه » . ( 27 ) در مل و مج 2 : « به روى » . ( 28 ) [ و ] از مج 1 ، مج 2 و مل . ( 29 ) « بندگى » در مج 1 و مج 2 نيست . ( 30 ) [ رومى ] از مج 1 ، مج 2 و مل . ( 31 ) « درين حال » در مل نيست . ( 32 ) « كه » در مج 1 و مل نيست . ( 33 ) « صلى . . . و سلم » در مل نيست . ( 34 ) در مج 1 : « وعده داده » . ( 35 ) در مج 1 : « بر روى » . ( 36 ) [ علا ] از مج 2 و مل . در اصل و مج 1 : « على » . ( 37 ) [ و ] از مج 1 و مج 2 . ( 38 ) در مل : « و الا اهل حق اگر كشته مىشوند » . ( 39 ) « اهل حق » در مل نيست . ( 40 ) [ چه ] از مج 1 ، مج 2 و مل . ( 41 ) [ رمال ] از مج 1 ، مج 2 و مل . ( 42 ) در مج 2 : « تخته رمل كه رمال چون رملى » . ( 43 ) در مل و مج 2 : « اندازد » . ( 44 ) در مل : « كن » . ( 45 ) در مل و مج 2 : « گذشته و نيامده » . ( 46 ) [ و صد زنهار ] از مج 1 ، مج 2 و مل .