شرح الكنوز مىكن « 37 » به حضور درويشان نه به بارگاه مشايخ و علماء صورت كه ايشان نيز جنس صورتند . و صلى اللّه على محمد و آله و سلم « 38 » .
رسالة اخرى « 1 » رسالهء هفدهم
بدان كه عشق را نظرهاست و ميل آن نظر دائم الاوقات ملازم و جوياى صورت باصفاست و عشق در دل عاشق ميل دارد زيرا كه خوى شكستگى « 2 » دارد و دل عاشق ، چون بيمار كه شربت و دارو از بهر ايشان آفريده [ شده ] « 3 » و در معنى معشوق « 4 » هم عشق تجلى مىكند و جنس خود مىطلبد و عاشق در عالم كمست و صورت معشوق در پى شكستگان و طالبانست . گفتم نظرهاى گوناگون از حقيقت عشق لحظهبهلحظه « 5 » از جانب معشوق ميل به عاشق مىكند [ و جنس خود مىطلبد ] « 6 » . و عاشق از آنش عاشق « 7 » مىگويند كه مكان عشقست ، يعنى عشق درو نزول مىكند . نظر در [ پى ] « 8 » نظر كه آمد ، تفرقه در ميان نظرهاى عشق و صورت معشوق افتاد . عاشق « 7 » درين حال سرگردان شد و اين دعا ورد خود ساخت : « يا مقلب القلوب و الابصار ثبّت قلبى » و « 9 » شرح اين مناجات در كتاب شرح الكنوز بازياب . و السلام « 10 » .
رسالة اخرى « 11 » رسالهء هيجدهم
در تأويل و بيان « 12 » « اكثر أهل الجنّة البله » ( 603 ) .
اى عزيز . اهل عافيت بلهند كه « 13 » در عافيت دوست [ ديدار ] « 14 » نمىنمايد . اين آيت بسيار خوانده باشى :
« أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ »
( 604 ) . شخص تا هرچه آفريدهء حقّست با آن انس
هامش
( 37 ) در مج 1 : « كن » .
( 38 ) در مل : « صلى اللّه على خير خلقه محمّد و آله و سلم » . در مج 2 : « و السلام » .
( 1 ) « رسالة اخرى » در مج 2 نيست . در مل : « رساله » .
( 2 ) در مج 1 : « اشكستگى » .
( 3 ) [ شده ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « شد » .
( 4 ) در اصل : « و معشوق » .
( 5 ) در مج 1 : « لحظه فلحظه » .
( 6 ) [ و جنس خود مىطلبد ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل نيست .
( 7 ) « عاشق » در مج 1 نيست .
( 8 ) [ پى ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « نى » .
( 9 ) « و » در مج 1 نيست .
( 10 ) در مل : « و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله اجمعين » . در مج 2 : « و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و سلم » .
( 11 ) « رسالة اخرى » در مج 2 نيست . در مل : « رساله » .
( 12 ) در مل و مج 2 : « در بيان و تأويل » .
( 13 ) در اصل : « كه در عافيت بلهند » اضافه دارد .
( 14 ) [ ديدار ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « دار » .